تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤

فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَالْأَرْضِ وَ ما كانُوا مُنْظَرينَ « 1 » يعنى : نه آسمان برايشان گريست و نه زمين ، و نه ايشان را هيچ درنگ ( و مهلت ) دادند . « مىگويند عرب خورشيد گرفتگى و ماه گرفتگى را ، و سرخيى كه در آسمان پيدا مىشود گريه بر مرده مىپنداشت ، لذا هنگام فوت ابراهيم پسر پيامبر معظم ( ص ) چون خورشيد تاريك شد ، حضرت براى مردم سخنرانى كرد و فرمود : خورشيد و ماه دو نشانه و آيت از آيات الهى است ، كه براى مرگ و زندگى كسى تيره نمىشود . چون تاريك شدن اين دو ( چراغ آسمانى ) را ديديد ، با نماز به خداى روى آوريد و از او فريادرسى طلبيد « 2 » . بدين گونه رسول اكرم ( ص ) كه مىتوانست از تقارن اين دو رويداد طبيعى - فوت ابراهيم و خورشيد گرفتگى - براى تحكيم مقام اجتماعى خود استفاده كند نكرد ، و مردم را به واقعيت توحيد فرا خواند . فضل بن حسن طبرسى از جمله وجوهى كه در تفسير آيه ذكر مىكند اين است كه « در مقام مبالغه در توصيف خردى قدر و ناچيزى فرعون و فرعونيان غرق شده است ، زيرا عرب هر گاه بخواهد از بزرگى مصيبت مرده و هلاك شده‌اى ياد كند مىگويد : آسمان و زمين بر وى گريست ، و از فقدانش خورشيد و ماه تاريك شد . » « 3 » محدث و مفسر بزرگ ملامحسن فيض كاشانى تعبير آيه را مجازى و براى بيان بىاعتنائى و بىپروايى از هلاكتشان و معتبر نشمردن وجودشان دانسته است . « 4 » سيد عبداللَّه شبر در تفسير مختصر و مفيدش تعبير مذكور را مجاز از كم قدرى و بى ارزشى هلاك شدگان - فرعونيان - مىداند ، زيرا عربها هر گاه مصيبتى را بزرگ مىشمردند مىگفتند « آسمان و زمين بر او گريست و خورشيد كسوف كرد . » « 5 »

هامش
( 1 ) . سوره دخان ، آيه 29 . آيه‌اى ديگر كه به نوعى گريه غير انسان را مطرح كند در قرآن نيامده .
( 2 ) . تفسير كشف الاسرار و عدة الابرار ، رشيد الدين ميبدى ، شروع تأليف سال 520 ، ج 9 / 100 . مطلب مذكور در ديگر تفاسير و تاريخ نبى اكرم هم نقل شده و قطعى است .
( 3 ) . مجمع البيان فى تفسير القرآن ، كتابفروشى اسلاميه ، ج 9 / 65 . از وجوه ديگرى كه در تفسير آيه ذكر كرده اين است كه مقصود گريه نكردن « اهل » آسمان و زمين باشد ، چنان كه در « حتى تضع الحرب اوزارها » يعنى « اصحاب الحرب » ، همان مرجع ( ص 64 ) .
( 4 ) . الصافى 2 / 543 .
( 5 ) . اين تعبير در شعر فارسى نيز ديده مىشود ، چنان كه سعدى در مطلع قصيده‌اى كه در زوال خلافت بنى عباس سروده مىگويد :آسمان را حق بود گر خون بگريد بر زمين * بر زوال ملك مستعصم اميرالمؤمنينمتن كامل ديوان شيخ اجل سعدى شيرازى ، به كوشش مظاهر مصفا ، كانون معرفت ، ص 754 .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 414 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى