عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 412
اينك در مىيابيم - چنان كه بعضى روانشناسان معتقدند - چرا بيمارى عصبى « افسردگى » بين ملتهايى كه در مراسم دينى يا سوگ خويشان و عزيزان بطور رسمى و علنى گريه مىكنند ، بسيار كمتر از غربيان است . آرى بيشتر آنان چندان گرفتار لذات مادى و زندگى ماشينى شدهاند كه احساسات عارفانهشان مرده و روحشان افسرده و پژمرده گشته ، نه درد آشنايند و نه با سوز و آه همراه . چشم سرشان چون ديده ضميرشان خشك و بىفروغ مانده ، و خود بىپناه و پايگاه درماندهاند . راستى كه در فشار محنتهاى ماتمكده دنيا ، چشمهاى گريان چشمه جوشانى است كه آلام روحى و رنجهاى درونى را بيرون مىريزد ، و آرامش لازم را به انسان باز مىگرداند . خوشا چشمهاى گريان و دلهاى شادان ! خوشا حال كسانى كه اين لذات معنوى را چشيده و اطمينان قلب را يافتهاند ! حكم فقهى گريه اسلام كه همواره واقعيات زندگى و نيازهاى طبيعى آدميزاد را در نظر دارد ، گريه بر آلام شخصى را پسنديده و تجويز كرده « 1 » ( 1 ) . درباره ارزش اخلاقى و پاداش اخروى اين نوع گريه - كه انگيزهاى طبيعى دارد - در آغاز مقاله بحث شد ، و روشنگشت كه آثار معنوى آن البته كمتر از گريهاى است كه باعث آن شوق عارفانه يا سوز و گداز عاشقانه است و به حق تعالى و اوليائش وابسته مىباشد . ، اما از بىتابى و زيان وارد كردن به خود يا سخنان ناروا و كفرآميز منع نموده ، چنان كه در فتاوى امام خمينى - دامت بقائه - مىخوانيم : « گريه براى مرده جايز بلكه گاهى مستحب مىباشد ، و آن به هنگام شدت حزن و اندوه است ، لكن چيزى نگويد كه مورد غضب خدا باشد . . . سيلى و خراش وارد كردن ( بر بدن ) ، بريدن يا كندن مو و فرياد زدن بيش از حد اعتدال بنابر احوط جايز نيست . » « 2 » ( 2 ) . رساله نوين تحرير الوسيله ، ترجمه و توضيح از عبدالكريم بىآزار شيرازى ، ج 3 / 266 . تاريخ زندگى پيامبر اكرم ما نشان مىدهد كه آن حضرت نيز در وفات خويشان يا اصحاب اندوهگين شده مىگريستند . از جمله اين موارد شهادت حمزه عموى بزرگوارش مىباشد ، كه در جنگ احد رخ داد و فجيعانه مثله گشت . آن رسول رحمت بر وى گريست و زنانى را كه بر وى ندبه كردند دعا نمود « 3 » ( 3 ) . دكتر محمد ابراهيم آيتى ، تاريخ پيامبر اسلام ، با تجديد نظر و كوشش دكتر ابو القاسم گرجى ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ دوم ، ص 299 . .