تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢

در وى ايجاد مىكند . اين خوف كه بندگان با معرفت و دانشمندان وارسته مهذب را دست مىدهد به « خشيت » تعبير مىشود « 1 » ، و حالتى است روحانى كه ثمره معرفت و شناخت برتر از متعارف است . اين خشيت چون ديگر عواطف آدمى را متأثر مىكند ، و اشكى آرام اما پر سوز و گداز را از ديدگانش روان مىسازد . من اين گريه با شكوه را كه در عين جريان آرامش سخت پر معنى و گوياست « گريه معرفت » مىخوانم ، زيرا قوىترين عامل برانگيزنده آن معرفت مىباشد : معرفت شكوه و كبريائى خالق متعال و افتقار مخلوق ، شناخت عظمت آفرينش و مسئوليت‌هاى سنگين انسان مكلف و تكاليف برجا مانده از قصور يا تقصير ، و عقب ماندن از كاروان تيزآهنگ شيفتگان و دور شدن از سالكان گرم پوى . پيدايش چنين معرفتى طبعاً فروتنى و خشيت ايجاد مىكند و تضرع و زارى را در پى دارد و اشك از ديدگان جارى مىسازد . اشكى كه نشان كمال معرفت است و زاده حال خشيت ، و خشيت بيمى زاده دانايى و دل آگاهى . « 2 »

گريه محبت

محبت « 3 » كه از عواطف اصيل و مهم انسان است با گريه انس و آشنايى ديرينه دارد ، گويى هر دو همزاد و همبر بوده‌اند و از يك مادر . ديدار دوست پس از روزگار جدايى اشك شوق در چشمان مىآورد ، و فراق و دورى از محبوب اشك غم فرو مىريزد . گريه زبان صادق محبت و نشان راستين وله و دلدادگى است . كيست كه كمابيش تحت تأثير محبت قرار نگرفته تارهاى دلش از مهر به لرزه در نيامده باشد ؟ و كدام شيفته و دلداده‌اى است كه عامل محبت سرشك از نرگسين « 4 » ديدگانش روان

هامش
( 1 ) . خشيت : بيمى است همراه با بزرگ شمردن ، و بيشتر ، از « علم » به آنچه از آن بيمناك است حاصل مىشود ، و لذا درقرآن به علما اختصاص يافته چنان كه مىفرمايد « انما يخشى اللَّه من عباده العلماء » ( از بندگان خدا تنها علما از او خشيت دارند ) . رجوع شود به المفردات فى غريب القرآن ، راغب اصفهانى .
( 2 ) . در آيات قرآن - از جمله سوره انبياء آيه 49 - از خشيت تمجيد شده ، و در خبرى منقول از امام باقر ( ع ) : محبوب‌ترين قطره نزد خداى تعالى قطره اشكى است كه مخلصانه و پنهانى در تاريكى شب از خوف خدا ريخته شود . ( الاصول من الكافى ، 2 / 482 ، حديث 3 ) .
( 3 ) . به پيروى از سخن بليغ خداى تعالى و ائمه هدى كه براى بيان حالت دلبستگى و علاقه فراوان انسان فقط « حب » ومشتقاتش را به كار برده‌اند ، نويسنده نيز در بيان اين معنى كلمه « محبت » را برگزيد نه « عشق » را ، بخصوص كه امروز عشق بيشتر در مورد علاقه‌هاى صورى استعمال مىشود و از نوعى عدم تعادل و « جنون » در عاشق هم خالى نيست .
( 4 ) . نرگسين : نرگس + ين ( پسوند نسبت ) .