عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 399
عواطف انسان است به خلاف ساير اعمال انعكاسى ، مثلًا ترشح بزاق دهان يا اسيد معده ، كه انگيزههاى عاطفى آنها بسيار محدود است . گريه زبان عقيده نكتهء گفتنى اينكه چون در حالات روانى هم تسلسل و تعاقب است و هم تأثير و تأثر ، به اين جهت عقايد دينى و گرايشهاى مذهبى خاصه كه قوى شود و شدت پذيرد به صورت « عواطف » « 1 » ( 1 ) . حالات انفعالى انسان كه درونمايه و عنصر اصلى آن « خوشى يا رنج » است به صورت مجرد و بسيط نمىماند ، و غالباًتحت تأثير عوامل مختلف قرار گرفته به شكل حالتى مركب در مىآيد كه « عاطفه » خوانده مىشود مبانى فلسفه ، روانشناسى 94 ) . در مىآيد ، يا عواطفى چون محبت و عداوت ، ترس و شجاعت ، شادى و غم را به وجود مىآورد كه خود انگيزه گريه مىتواند باشد . بنابراين « گريه » همچنان كه زبان احساسات و عواطف است ، حاكى از عقايد دينى انسان نيز مىشود ، آن هم اعتقاداتى صميمى و عميق كه نه تنها مغز و انديشه بلكه دل و وجدان را نيز تحت تأثير قرار داده و در حوزه تأثر و انفعال خود درآورده است ، و از اين گونه است گريهاى كه يقين دارندگان به حساب و كتاب الهى را از به ياد آمدن خطاهايشان دست مىدهد . ارزيابى گريه چون گريه عملى است طبيعى و بسا غير ارادى ، نمىتواند مورد امر و نهى و تكليف شرعى قرار گيرد . آنچه از حسن يا قبح آن و ارزش اخلاقيش گفته مىشود مربوط به مقدمات و انگيزههاى روانى آن است ، كه حاكى از افكار و عقايد ، دلبستگىها ، پسندها و ناپسندهاى عاطفى مىباشد ، يعنى نشان شخصيت و منش انسان است ، چنان كه گفتهاند « تو آنى كه در بند آنى » . بنابراين ، گريه را با توجه به انگيزهها و عوامل روحى آن در بزرگ سالان ارزيابى مىكنيم . انگيزههاى گريه با اندك دقت و بررسى در مىيابيم آنچه موجب گريه مىشود غالباً ريشهاش در حب ذات است « 2 » ( 2 ) . مقصود از « حب ذات » ميل خدادادى و غريزى است كه هر كس به ادامه حيات خود دارد ، و بعلاوه خير و صلاح وسعادت خود را بيش از ديگران مىخواهد . اين تمايل نخستين و اصيلترين غريزه انسان و مايه بقاى حيات اوست و تا از حد خود تجاوز نكرده به تمايلات اجتماعى و عالى انسان لطمه نزده است براى ادامه زندگى و تحمل دشواريها مفيد و ضرورى است . ، اما در برخى موارد فضيلتطلبى و كمالدوستى يا خيرخواهى براى عموم ، كه ريشه