فرمان الهى را كه در اثر وزارت و مشاركت ، متوجه هر دو مىشده است با هرون در ميان مىنهاده و سپس مجتمعاً يا تك تك و منفرداً هر كدام از راهى و جهتى به تمشيت فرمان حق قيام مىكردهاند .
در اين صورت حق خلافت و جانشينى هرون در غياب موسى ، لازمهء وزارت و از شئون شركت و دستيارى تبليغ خواهد بود نه اينكه خود عنوان مستقلى باشد . و همانطور كه هرون در مراحل بدوى رسالت كه وارهانيدن بنى اسرائيل از قيد اسارت فرعون باشد ، با كمال كوشش و مراقبت شركت نموده به دستيارى و وزارت موسى اشتغال داشت ، در مراحل بعدى نيز كه رهبرى بنى اسرائيل تا سرزمين قدس و رهبرى آنان به قوانين تورات باشد ، وظيفهدار شركت و مؤازرت بود ، لذا موقعى كه موسى براى دريافت الواح وحى به ميقات طور رفت ، جز اينكه برادرش هرون به امر سرپرستى قيام كند ، وظيفهء ديگرى نداشت . و علت اينكه هرون فقط براى يك نوبت به امر خلافت قيام كرد و در غياب موسى به رهبرى پرداخت ، مربوط به تحديد اصل وزارت و حق دستيارى نيست ، بلكه علت آن اجل مقدر او بود كه پيش از موسى اتفاق افتاد و به جوار حق ملحق گرديد ، و اگر بعد از موسى زنده مىماند عنوان وزارت و سرپرستى بنى اسرائيل به قوت خود باقى بود ، زيرا برگزيدگان الهى به حق برگزيده شدهاند و از مقام خود معزول نخواهند شد .
البته براى على بن ابى طالب هم كه منزلت او نسبت به پيامبر خدا ، همان منزلت هرون نسبت به موسى است ، تمام شئون وزارت و دستيارى ثابت است و در حال غياب رسول خدا حق سرپرستى و خلافت با او خواهد بود و اينكه در حال حيات پيغمبر فقط يكنوبت به جانشينى و خلافت در مدينه باقى ماند ( سفر تبوك ) علت آن بود كه در اين سفر جمع كثيرى از مسلمانان از همراهى رسول خدا باز مانده - با عذر و بدون عذر - در مدينه باقى مانده بودند و مراقبت و سرپرستى آنان خصوصاً در برابر خرابكارىهاى منافقين ، وظيفهاى بود كه تنها على بن ابى طالب به خاطر پيمان وزارت و دستيارى صلاحيت آن را داشت ، لذا در ساير غزواتى كه رسول اكرم بشخصه عهدهدار فرمان دادن بود و به همراه مسلمين از مدينه خارج مىشد ، على بن ابى طالب نيز در خدمت پيامبر عهدهدار وزارت و دستيارى بود ، و سرپرستى بازماندگان شهر كه جمعى زنان و كودكان و معلولان و يا خدمتكاران و موالى بودند اغلب به
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٨٥