روايت سوم در حديث ديگرى كه از ابى رافع نقل شده ، متن پيمان موازرت ، به اين صورت آمده است ؛ ايُّكُمْ يَقُومُ وَ يُبايِعُنى عَلى انَّهُ اخى وَ وَزيرى وَ وَصيّى وَ يَكُونُ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى . « 1 » كيست كه بپاخيزد و با من بيعت كند : تعهد نصرت و يارى بسپارد ، و در برابر از شرف برادرى و وزارت و وصايت من برخوردار گردد ، و هم اين كه منزلت و موقعيت او نسبت به من ، همان منزلت و موقعيت هارون باشد نسبت به موسى ، جز اينكه بعد از من پيامبرى نخواهد بود . تفاوتى كه بين اين روايت با متن اصلى پيمان مشاهده مىشود مانند روايت دوم كاملًا جنبهء توضيح و نقل به معنى دارد ، مثلًا به خاطر اينكه هرگونه حلف اسلامى بعدها به نام بيعت ناميده شده و بالاخص در دورهء تابعين تعبير بيعت كاملًا مفهوم و روشن بوده و تعبير به حلف و پيمان نا آشنا و غريب مىنموده است ، عنوان حلف و نصرت به بيعت تبديل شده و به جاى « ايُّكُمْ يُوازِرُنى » عبارت « ايُّكُمْ يُبايِعُنى » آمده است . از طرف ديگر عنوان وزارت كه در اصل پيمان وظيفهء على بن ابى طالب بوده است ، به خاطر اينكه بعدها در عرف متكلمين جزء فضائل و مناقب آن سرور ذكر مىشده ، راوى حديث هم به متابعت از عرف و اصطلاح آن عصر ، وزارت را در رديف وصايت و خلافت جزء حقوق و پاداش خدمت قلمداد كرده است . اما اينكه راوى حديث در عوض قيد كردن حق خلافت ، منزلت هرون را براى آن سرور ياد نموده ، به خاطر اين است كه امت اسلامى آنچه از شئون هرون بيشتر شناخت دارند ، همان خلافت او در حال غيبت موسى است كه در قرآن هم ياد شده « 2 » ، حتى در نظر متكلمين موقعى كه حديث رسول اكرم : « يا عَلِىُّ انْتَ مِنّى ، بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى » « 3 » مورد بحث قرار مىگيرد ، تنها مسئله خلافت مورد توجه و استناد است . ولى حقيقت اين است كه موضوع خلافت هرون در حال غيبت موسى عنوان مستقلى نيست ، بلكه خود ، جزء شئون وزارت و حق شركت در امر تبليغ است به عنوان مرد شمارهء دوم .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٨٣
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 2 / 283 ، مجمع البيان ، ج 4 / 206 ، تفسير فرات / 130 .
( 2 ) . سورهء اعراف : 142 .
( 3 ) . الغدير ، ج 3 / 199 - 202 .