موقعى كه به خدمت رسيدند ، چهار نفر تك تك شكايت على را به عرض رسانيدند ، و رسول خدا به سخن هيچ يك اعتنايى نفرمود ، بالاخره رسول خدا با نهايت خشم و غضب فرمود : ما تُريدُونَ مِنْ عَلِىٍّ ؟ ما تُريدُونَ مِنْ عَلِىٍّ ؟ ما تُريدُونَ مِنْ عَلِىٍّ ؟ انَّ عَلِيّاً مِنّى وَ انَا مِنْ عَلِىٍّ ، وَ هُوَ وَلِىُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدى . « 1 » شما از على چه مىخواهيد ؟ شما از على چه مىخواهيد ؟ شما از على چه مىخواهيد ؟ همانا على از من است و من از على ام ، او هم پيمان من و هم سنگ من است ، اوست كه بعد از من سرپرست هر مؤمنى است . يعنى چون على متحد با من است و ما هر دو چون تن واحديم ، حق صفايا براى او هم ثابت است ، او بهتر مىداند كه چه كند ، او كسى است كه بعد از من مىتواند جاى مرا پر كند و سرپرست شما باشد ، شما حق نداريد بر او اعتراض كرده خرده بگيريد . نظير همين جريان از بريده صحابى نقل شده كه بر على بن ابى طالب خرده گرفت ، و پيامبر به او فرمود : يا بُرَيْدَةُ ! لا تَقَعْ فى عَلِىٍّ ، فَانَّهُ مِنّى وَ انَا مِنْهُ ، وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدى . « 2 » اى بريده بر على خرده مگير و عيبجويى مكن ، چه او از من است و من از اويم ، و اوست كه بعد از من سرپرست شما خواهد بود . بالاتر از همهء اين اسناد و شواهد ، متن پيمان رسول اكرم با انصار مدينه است كه با آنان فرمود : « بَلْ الدَّمُ وَ الدَّمُ ، وَ الْهَدْمُ الْهَدْمُ ، انْتُمْ مِنّى وَ انَا مِنْكُمْ ، احارِبُ مَنْ حارَبْتُمْ وَ اسالِمُ مِنْ سالَمْتُمْ » كه به هنگام سخن از بيعت انصار مشروحاً مورد بحث واقع خواهد شد . و اينك استناد ما به همان جملهء « انْتُمْ مِنّى وَ انَا مِنْكُمْ » است ، كه جزء متن پيمان و به منظور تأكيد اتصال و پيوند نصرت آمده است ، با اينكه انصار از نظر قرابت و نسبت هيچگونه ارتباطى با پيامبر نداشتهاند ، بلكه انصار مدينه كه به مناسبت همين پيمان به نام انصار ناميده شدهاند از عرب قحطان بودند و رسول خدا از عرب عدنان است و بين اين دو تيره فاصله از زمين تا آسمان .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 382
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٨٢
هامش
( 1 ) . ترمذى به شرح احوذى ، ج 4 / 325 ، اسد الغابة ، ج 4 / 27 ، مشكاة / 564 .
( 2 ) . تلخيص الشافى ، ج 3 / 8 ( در ذيل ، مصادر و مآخذ ) .