تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤

توضيح اينكه : وقتى خداوند حضرت موسى را در كوه طور مخاطب قرار داده پس از اعطاى عصا ويد بيضا فرمود : « اذْهَبْ الى فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغى » تكليف ابلاغ رسالت را تنها به دو متوجه ساخت ، ولى موسى به خاطر قدرت و شوكت فرعون و از طرف ديگر محكوميت غيابى او در مجلس سناى مصر كه او را محكوم به مرگ نموده بودند ، از به سامان بردن امر رسالت احساس ناتوانى كرد و از اين رو درخواست نمود كه : « پروردگارا ! سينهء مرا باز و گشاده فرما كه قدرت مقابله و مقاومت با فرعون داشته باشم ، و خودت راه انجام وظيفه را برايم هموار فرما . گره زبانم را باز كن تا بتوانم در خور در بار پر شوكت او سخن بگويم ، و آنان گفت مرا دريابند . با همه اينها ، وزير و ياورى از اهل بيت مقرر فرما : همان هارون كه برادر من است كمر مرا به وسيلهء او محكم بر بند ، و او را شريك من در ابلاغ رسالت فرما ! » « 1 » خواهش موسى مقبول افتاد ، و از جمله وزارت هرون و شركت دادن او در تبليغ رسالت از جانب خدا تأييد شد ، و بعد از اين كه امر رسالت متوجه موسى و هرون گشت ، خداوند به موسى فرمود : حال اى موسى ! تو با برادرت برو ! و در اجراى فرمان من سستى مكنيد ، هر دو برويد به سوى فرعون كه از دير باز سركشى پيشه ساخته است ، با او به نرمى سخن كنيد ، باشد كه خداى خود را ياد كند ، يا ترسان شود . . . . هر دو نزد فرعون شويد و بگوييد : ما دو نفر فرستادهء پروردگار تو هستيم و رسالتى داريم كه : بنى اسرائيل را از شكنجه وارهانى و واگذارى تا با ما به سرزمين پدران خود باز گردند . « 2 » موسى و هارون - حديث منزلت البته قطعى است كه هيچ‌گاه وحى الهى بر هرون نازل نمىشده ، بلكه در تمام اين موارد ، موسى شخصاً وحى را در مىيافته ، و به تنهايى در طور با ذات احديت هم سخن مىگشته ، و بعد

هامش
( 1 ) . « رب اشرح لى صدرى . و يسرلى امرى . و احلل عقدة من لسانى . يفقهوا قولى و اجعل لى وزيرا من اهلى . هرون اخى . اشدد به ازرى . و اشركه فى امرى . . . » ( سورهء طه : 25 - 32 ) .
( 2 ) . سورهء طه : 42 - 47 .