رسول خدا حاجتى به انشاء عقد جديد نمىديد ، و موقعى به يادآورى اين جملهء « انْتَ اخى فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ » مبادرت فرمود ، كه على بن ابى طالب يا ديگران از كنار گذاردن آن سرور نگران شده اظهار ملالت مىنمودند . راجع به ارث برادر خوانده ، علاوه بر صاحبان سِيَر ، مفسرين اسلامى ، ذيل آيهء كريمهء 33 نساء « وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ » به طور كلى متعرض احكام آن شدهاند . از جمله افرادى كه به طور خصوصى نامبرده شدهاند ، حمزه عموى پيامبر است كه در جنگ احد به برادر خواندهاش زيد بن حارثه وصيت كرد . همچنين بلال حبشى مؤذن پيامبر هنگامى كه دواوين عطاى شام در زمان عمر تدوين مىشد ، حق خود را در ديوان به نام ابو رويحهء خصعمى ثبت كرد . « 1 » پيامبر نيز در روزهاى آخر حيات ، ما ترك خود را - سواى آنچه متعلق به نسوان بود « 2 » - از جمله عمامه ، استر ( دلدل ) ، انگشترى ( خاتم ) ، شمشير و خفتان خود را به عنوان ارث مؤاخات به على تسليم كرد . « 3 » و موقعى كه ربيعة بن ناجذ از على سؤال كرد : به چه علت شما كه پسر عموى رسول خدا هستى ما ترك رسول خدا را به ارث حائز شدى ، با اينكه عمويش عباس زنده و از حيث طبقات ارث واپيشتر بود ؟ على ( ع ) پيمان موازرت صدر اسلام را يادآور شد و مادهء مؤاخات آن را خاطر نشان ساخت . « 4 » 3 - حلف انصار يا بيعت عقبه پيمان ديگرى كه هنگام هجرت ، به وسيلهء پيامبر منعقد شد ، پيمان نصرت و اتحادى است كه به نام بيعت با قبايل مدينه صورت گرفت و در اثر آن به نام انصار ( جمع ناصر : حليف ) خوانده شدند .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٨٧
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 / 505 و 507 .
( 2 ) . متعلقات نسوان كه بيش از يك گليم و يك كاسه و برخى لوازم شخصى آنان چيز ديگرى نبود ، در دست نسوان باقىماند ، فدك هم كه رسول خدا مالك آن بود ، به عنوان « نحله » به فاطمهء زهرا تسليم شد ، لذا تنها وسايل شخصى رسول خدا مانند عمامه و استر ، به عنوان حق مؤاخات به على ( ع ) تعلق گرفت .
( 3 ) . البدايه و النهايه ، ج 6 / 9 ، مناقب ، ج 1 / 129 ، رياض النضره ، ج 2 / 17 ، بحار الانوار ، ج 22 / 455 - 469 .
( 4 ) . علل الشرايع / 67 ، سعد السعود / 104 ، طبرى ، ج 2 / 321 ، مناقب ، ج 1 / 255 .