تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

اسناد و شواهد چنان كه اشاره كرديم ، كلمهء « من » در سخن جبرئيل « لايُؤَدّى عَنْكَ الّا انْتَ اوْ رَجُلٌ مِنْكَ » و هكذا در سخن پيامبر كه در تفسير آن ضميمه شده است : « عَلِىٌّ مِنّى وَ انَا مِنْهُ » به معنى اتحاد و اتصال است كه در اثر پيمان و حلف بين طرفين حاصل مىشده است ، البته اين معنى از كلمهء « من » يا مفهوم تركيبى جمله فهميده نمىشود ، لذا ادبا و نحويين در ذيل معانى كلمهء « من » سخنى از اتحاد و اتصال به ميان نياورده‌اند ، بلكه اين معنى تنها با توجه به سابقهء تاريخ عرب كه هنگام عقد حلف و پيمان اتحاد مىگفته‌اند « انْتَ مِنّى وَ انَا مِنْكَ » و در موقع لغو پيمان باز هم از همان جمله با تكرار « من » استفاده مىكرده و مىگفته‌اند « لَسْتَ مِنّى وَ لَسْتُ مِنْكَ » قابل درك است . حتى موقعى كه از انتساب قبيله‌اى و پيوند اتحاد ، مورد سؤال واقع مىشده‌اند ، تنها با گفتن اين جمله « انَا مِنْ فِلانٍ » و « لَسْتَ مِنْ فِلانٍ » اتحاد يا عدم اتحاد خود را اعلام مىكرده‌اند . از جمله مواردى كه ادباى ورزيده به اين معنى اشاره كرده‌اند ، و نويسنده با تتبع ناقص خود و عدم بضاعت از حيث گنجينهء كتب ، « 1 » بدان دست يافته شعر دريدبن صمه است : امَرْتُهُمْ امْرى بِمُنْعَرِجِ اللَّوى فَلَمْ يَسْتَبينُوا النُّصْحَ الّا ضُحَى الْغَدِ فَلَمَّا عَصَوْنى كُنْتُ « مِنْهُمْ » وَ قَدْ أَرى غَوايَتَهُمْ وَ انَّنى غَيْرُ مُهْتَدٍ « 2 » مرزوقى شارح حماسه مىگويد : « كُنْتُ مِنْهُمْ » ، اين « من » افادهء اتحاد و وفاق و ترك خلاف مىكند ، و مىفهماند كه شأن هر دو طرف واحد و متحد است و تمايز و انفصالى در بين نيست ، چنان كه در مورد نفى مىگويند : « لَسْتَ مِنْكَ » يعنى پيوند اتحاد ميان من و تو بريده و مقطوع است و ديگر خلط و اشتراكى در بين نيست . بعد از بيان ، مرزوقى به سخن شاعر ديگرى از عرب جاهلى استشهاد مىكند كه در مورد نفى اتحاد و اتصال مىگويد :

هامش
( 1 ) . در اينجا لازم مىدانم كه از زحمتىكه براى دوستان خود بالاخص جناب آقاى شيخ‌محمدباقر شريف‌زادهء گلپايگانى دانشمند محترم ايجاد كرده و مكرر از كتابخانهء ايشان استفاده كرده‌ام تشكر و سپاسگذارى كنم .
( 2 ) . اغانى دار الكتب ، ج 10 / 8 .