منشأ اين تفاوت و اختلاف اين است كه روات طبقهء بعدى ، به خاطر اينكه مفاد پيمان در نظر همگان - خصوصاً مسلمانان غير عرب كه از سابقهء حلف پيمان بىاطلاع بودند كاملًا روشن باشد - ناچار شدهاند توضيحات لازمه را به عنوان نقل به معنى ، در متن آن بگنجانند . مثلًا حق وراثت كه در كنار اخوت آورده شده ، به خاطر اين است كه اخوت و برادر خواندگى مستلزم ميراث بوده است ، و حتى در صدر اسلام كه بين مهاجر و انصار برادر خواندگى ايجاد شد از يكديگر ارث مىبردند . « 1 » و هكذا حق مصاحبت كه در كنار آن ديده مىشود ، اين معنى را توضيح مىدهد كه مصاحبت لازمهء قيام به وزارت است ، و تا على ابن ابى طالب در اثر مصاحبت دائم و ملازمت هميشگى و مداوم ، بر وحى قرآن و تنزيل و تأويل آن مطلع نشود ، و سنت رسول را در انجام فرائض الهى بجا و بموقع مشاهده نكند ، موضوع معاونت و موازرت در تبليغ احكام مختل خواهد ماند . در واقع پيامبر طبق اين پيمان موازرت ، موظف بود كه احكام دينى و آيات نازله را قبل از همه با على بن ابى طالب در ميان بگذارد ، گرچه آن سرور مبادرت به سؤال نكند ، لذا اگر وحيى در شب نازل مىشد ، صبح آن را به على بن ابى طالب تعليم مىداد ، و اگر در روز نازل مىشد ، پيش از آن كه شب درآيد ، « 2 » او را از مفاد وحى با خبر مىساخت . و گاه ناچار مىشد يك روز تمام را با او در خلوت بگذراند . « 3 » از آن طرف ، اداى ديون ، و وفاى به تعهدات و مواعيد ، لازمهء تصدى امر وصايت است ، چنان كه تبليغ و اداى رسالت از طرف رسول خدا « 4 » مصداق موازرت و معاونت ، و همرديف معنى خلافت و جانشينى است ، كه اگر احياناً - در موردى از موارد تبليغ - پيامبر خود حاضر نشود ، على بايد عوض آن سرور به اداى رسالت و تبليغ الهى قيام ورزد . تبليغ به جاى پيامبر البته بايد توجه داشت كه تبليغ احكام الهى ، وظيفهء هر دانشمندى است كه از قرآن و سنت مطلع شده احكام الهى را بشناسد ، و لذا پيامبر بعد از تبليغ احكام ، به حاضرين مجلس
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 374
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٧٤
هامش
( 1 ) . بحث آن در عقد مؤاخات اسلامى خواهد آمد .
( 2 ) . امالى شيخ طوسى / 41 و 163 .
( 3 ) . بحار ، ج 39 / 57 ، به نقل از جامع الاصول ، ج 9 / 474 ( نجواى طائف ) ، بحار ، ج 30 / 294 ، به نقل از بصائر / 121 .
( 4 ) . يؤدى عنى و يبلغ رسالتى . بحار ج 18 / 216 - ط جديد .