مىفرمود : « الا فَلْيَبْلُغِ الشَّاهِدُ الْغائِبَ » و آنان را مكلف مىنمود كه حكم ابلاغ شده را به ديگران برسانند ، ولى اين يك تبليغ ثانوى است و از شئون رسالت نخواهد بود ، زيرا پيامبر وظيفهء تبليغ رسالت را كه همان تبليغ مرحلهء اولى است به پايان برده و به صريح آيهء كريمهء : « وَ اوْحى الَىَّ هذَا الْقُرْآنُ لِانْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ » تكليف خود را نسبت به مخاطبين و حاضرين مجلس انجام داده ، و اين خود تكليف حاضرين است كه در مراحل بعدى احكام وحى و سنت را به غائبين تبليغ كنند . ولى آن تبليغى كه به عنوان وزارت و معاونت به عهدهء على ابن ابى طالب نهاده شده همان تبليغ ابتدايى است كه از شئون خاصهء رسالت محسوب مىشود . چنان كه شاه فرد اين مسئله در ابلاغ آيات برائت مصداق يافت ، از نظر اينكه بايستى مفاد آن به مشركين ابلاغ شود ، تنها تلاوت آيات سوره در ميان مسلمين تكليف رسول خدا را به پايان نمىرسانيد ، بلكه يا مىبايست شخصاً در مجمع يكايك قبايل مشرك حضور يافته اولتيماتوم قرآن را ابلاغ كند ؟ يا اينكه صبر كند تا مجمع كلى قبايل مشرك در مكه به عنوان حج تشكيل شود و حكم برائت را شخصاً و حضوراً در موسم عرفه ابلاغ كند و به عنوان تأكيد بفرمايد : « فَلْيَبْلُغِ الشَّاهِدَ الْغائِبَ » تا حاضران به غايبان برسانند . منتهى به خاطر اينكه در آيهء دوم « وَ اذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ، الَى النَّاسِ . . . » تجويز شده بود كه ابلاغ آيات مىتواند - و چه بسا بهتر اين است - كه به صورت اذان و اعلام صورت بگيرد ، لذا رسول اكرم در اثر تناسى و تغافل از پيمانى كه با على ابن ابى طالب داشت ، ابوبكر بن ابى قحافه را براى اين كار در نظر گرفت تا در عوض آن سرور آيات برائت را به مشركين ابلاغ كند ، از اين رو او را براى انجام وظيفه روانهء مكه فرمود . ولى ديرى نگذشت كه جبرئيل نازل شد و فرمود « لا يُؤَدّى عَنْكَ الّا انْتَ اوْ رَجُلٌ مِنْكَ » « 1 » كسى نمىتواند در عوض تو رسالت الهى را ابلاغ كند مگر خودت يا آن كه با تو متحد و برابر باشد ، لذا رسول خدا على ( ع ) را بر ناقهء عضباء كه به عنوان نشانهء آن حضرت تلقى مىشد ، سوار كرده در تعقيب ابى بكر گسيل فرمود تا آيات سوره را مسترد سازد و خود به تبليغ اين رسالت مفتخر باشد .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٧٥
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، ج 3 / 209 . ساير تفاسير اسلامى ذيل آيات برائت . اين واقعه كه اين آيات از ابوبكر گرفته شد و تبليغ آنبه على ( ع ) واگذار گشت ، درالغدير ( 6 / 338 - 341 ) از 73 مأخذ معتبر اهل سنت نقل شده است .