2 - حلف تابعيت گاهى مراسم حلف و پيمان اتحاد و اتصال بين رئيس قبيله با يك فرد بيگانه از ساير قبايل صورت مىگرفت ، و نتيجهء آن به اصطلاح امروز ، ترك تابعيت قديم و تحصيل تابعيت جديد بود . البته خروج از تابعيت قومى ، اغلب به منظور كسب مقام و موقعيت بهتر بود ، به اين معنى كه عشيره و قبيلهء بى ارج و اعتبار خود را كه حاضر به فداكارى و كسب عزت نبودند ، رها كرده با يكى از قبايل پر قدرت و با عزت پيوند اتصال و اتحاد ( حلف ) مىبستند . در آن صورت ، شخص تازه وارد از انتساب به قبيلهء قديم خارج مىشد ، و به هيچ وجه در برابر حوادث و جرايم يا جناياتى كه براى منسوبينش اتفاق مىافتاد ، مسئوليتى نداشت ، در برابر نسبت به افراد قبيلهء جديد مسئوليتى كامل داشت ، و موظف بود ، در غم و شادى آنان شريك باشد . و به خاطر همين پيوند و اتصال ، رئيس قبيلهء جديد و تمام افراد آن ، متعهد بودند كه از جان و مال و ناموس تازه وارد دفاع كنند ، همانسان كه از حريم و حرمت خود حمايت مىكنند . « 1 » البته تفاوتهايى بين يك فرد اصيل و صريح با يك فرد وصيل و حليف وجود داشت ، از جمله اين بود كه نمىتوانست مانند افراد اصيل قبيله پيمانى امضاء كند و كسى را در پناه خود بگيرد « 2 » ، و از جمله اگر مقتول مىگشت و قاتل ناشناخته مىماند ، يا رئيس قبيله به خاطر رفع غائله و آشوب ، به گرفتن ديه و خون بها رضايت مىداد ، خونبهاى حليف ، نصف خونبهاى صريح اخذ مىشد . « 3 »
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٦٥
هامش
( 1 ) . دائرة المعارف ، ج 8 / 94 ؛ تاريخ العرب ، ج 4 / 373 ؛ اغانى ، ج 3 / 19 .
( 2 ) . سيرهء ابن هاشم ، ج 1 / 381 .
( 3 ) . اغانى ، ج 3 / 20 و 26 و 40 ؛ كامل ، ج 1 / 403 ( حرب سمير ) .