سر و سامان داده و با برقرارى حكومت دينى اسلامى ، راه هرگونه ظلم و بيدادگرى قانوناً مسدود شده بود ، با وجود اين از شركت در پيمان حلف الفضول ، اظهار مسرت و خوشنودى مىكرد و مىفرمود : لَقَدْ شَهِدْتُ فى دارِ عَبْدِاللَّهِ بْنِ جَدْعانَ حَلْفاً مَّا احِبُّ انَّ لى بِهِ حُمْرُ النِّعَمْ ، وَ لَوِادُّعِىَّ بِهِ فِى الْاسْلامِ ( الْيَوْمِ ) لَأَجِبْتُ . « 1 » به خدا سوگند ، در خانهء ابن جدعان ، پيمانى امضا نمودم كه افتخار آن را با شتران سرخ مو عوض نخواهم كرد ، حتى هم اكنون اگر ستمديدهاى فرياد « يا حلف الفضول » بر كشد و به اين پيمان مقدس استغاثه برد ، به نصرت و يارى او قيام خواهم كرد . با وجود اينكه قانون قرآن و دين اسلام به بهترين وجهى حامى مظلومان است ، و علاوه بر آن شخصيت عدالت گسترى چون رسول خدا در رأس حكومت اسلامى قرار دارد ، و ديگر حاجتى به حلف الفضول و استغاثه به آن احساس نمىشود ، با وجود اين ، پيامبر توصل « 2 » به حلف الفضول را تقبيح نفرموده ، بلكه اجابت آن را هم بر خود لازم شمرده و اضافه مىكند كه « اسلام بر شدت و استحكام اين حلف افزوده است . » « 3 » به همين مناسبت بود كه حسين بن على ، سبط اصغر پيامبر ، هنگامى كه وليد بن عتبة بن ابى سفيان ، والى مدينه ، حاضر نشد حق آن جناب را منصفانه رد كند ، با تهديد به همين « حلف الفضول » ، حق خود را از او باز گرفت . جريان امر اين بود كه : بين حسين ( ع ) با وليد بن عتبة كه از جانب معاويه ، عمويش والى مدينه بود بر سرزمينى در « ذوالمروه » اختلافى پديد شد ، حسين ( ع ) به دو گفت : به خدا سوگند !
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٦٣
هامش
( 1 ) . روايت ، مشهور و متواتر و در مجامع حديث ضبط است ، الفاظ مختلفهء آن را در اغانى ، ج 17 / 228 ، 290 ، 292 ، 293 ، 294 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 1 / 134 ، ملاحظه فرماييد .
( 2 ) . وصل ، اتصل ، توصل : اى دعا دعوى الجاهلية و هوان يقول : يالفان ( لسان ) ، يعنى : اتصال و اتحاد خود را به عنواناستغاثه و دادخواهى آشكار كرد تا همپيمانان او به كمك بيايند .
( 3 ) . اغانى ، ج 17 / 292 : « شهدت حلفاً فى دار عبداللَّه بن جدعان لم يزده الاسلام الاشدة » و 293 : « لقد شهدت فى الجاهلية حلفاً ، يعنى حلف الفضول ، امالودعيت اليه اليوم لاجبت ، لهواحب الى من حمر النعم ، لا يزيده الاسلام الا شدة » روض الانف ( شرح سيره ) 92 - 93 : « ايما حلف فى الجاهلية - او عقد - ادر كه الاسلام فلايزيده الاسلام الا شدة » . به خاتمه همين مقاله مراجعه شود .