تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
يعنى گوشت او گوشت من ، خون او خون من ، شكست او شكست من ، خونخواهى او خونخواهى من ، جنگ او جنگ من ، آشتى او آشتى من است ، او به خاطر من مأخوذ و قابل تعقيب است و من به خاطر او مأخوذ و قابل تعقيب خواهم بود . اين گونه پيوند اتحاد و يگانگى و التزام نصرت و يارى ، كه به نام « حلف » خوانده مىشد ، از دير باز ميان قوم عرب معمول و متداول بود و - چنان كه اشاره كرديم - از نظر حقوقى و سياسى كاملًا معتبر بود و مادامى كه پيمان ديگرى بر خلاف آن منعقد نمىشد ، يا رسماً با عبارت « فِلانٌ لَيْسَ مِنّى وَ لا انَا مِنْهُ » يا « فِلانٌ لَيْسَ مِنّى وَ لَسْتُ انَا مِنْهُ » حلف خود را لغو و كان لم يكن نمىساختند ، به قدرت خود باقى بود ، و حتى فرزندان و فرزند زادگان در برابر آن مسئوليت داشتند . اينك ما در اين مقاله ، به مناسبت موضوع سخن ، دربارهء مسائل ذيل گفتگو مىكنيم : سابقهء حلف و پيمان اتحاد . حلف قبايل . اشاره‌اى دربارهء حلف الفضول و وجه تسميهء آن . حلف تابعيت . حلف موالات . عقد مؤاخات . عقد تبنى . پيمان‌هاى اسلامى حلف موازرت . روايت ديگر . تبليغ به جاى پيامبر . اسناد و شواهد . روايت سوم . موسى و هارون - حديث منزلت . حلف مؤاخات .