حُسَينٌ مِنّى وَ انَا مِنْ حُسَيْنٍ « 1 »
محمد باقر بهبودى
پيامبر گرامى اسلام نسبت به اهل بيت خود ، علاقهء وافر و دلبستگى تام داشت ، و در هر فرصت مناسبى زبان به تمجيد و ستايش آنان مىگشود و امت اسلامى را به دوستى و محبت و پيروى از سيره و روش آنان تشويق مىكرد .
اين محبت و علاقه ، و هم ستايش و تمجيد ، به خاطر پيوند خانوادگى ، يا همچون دلبستگى رئيس يك خانواده نسبت به افراد خاندانش نبود ، بلكه در اثر اتحاد معنوى و همبستگى روحى و فكرى آنان بود كه از نهاد جان ، به اصالت و حقانيت دعوت آن سرور ايمان داشتند و از نظر مكارم اخلاق و فضايل نفسى ، نمونهء كامل عيار آن حضرت بودند .
در اثر اين پيوستگى روحى و معنوى بود كه پيامبر گرامى اسلام پيروان خود را به احترام و بزرگداشت آنان امر مىفرمود ، و به خاطر قدس و طهارت و عصمت آنان بود كه بدون هيچ ترديد و يا شرط و استثناء ، متابعت و پيروى آنان را وسيلهء سعادت مىدانست ، و در هر مجلس و محفل ، و هر مقام و موقعيت ، اتحاد و يگانگى خود و آنان را اعلام مىكرد .
در سامان دادن به اين فكر و هدف مقدس ، و تأكيد و تحكيم اين اتحاد و پيوند دينى ، رسول اكرم ، كوشش فراوان نمود ، و با تعبيرات شيرين و بيانات دلنشين و عبارات هر چه مؤثرتر ، احساسات مردم را برانگيخت و از هر وسيلهاى كه مىتوانست در پيشبرد اين هدف مؤثر واقع شود ، استفاده فرمود .
از جمله نسبت به فرزند زادهء خود ، سبط اصغر ، حسين بن على مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . برگرفته از كتاب « يادنامهء علّامهء امينى » به اهتمام سيد جعفر شهيدى و محمد رضا حكيمى ، انتشارات رسالت ، قم ، چاپ اول ، 1352 .