القائِمِ فى مَقاماتِ الْعُبُوديَّةِ بِوَظائِفِ التَّقْديسِ و التَّحْميد
آن حضرت ايستاده است در مقامهاى بندگى الهى به وظيفههاى ذكر پاكى حق تعالى و ذكر بزرگى او جَلَّ و علا . و اين اشارت است بدانكه آن حضرت با وجود آنكه مىدانست كه كوفيان با او وفا نخواهند كرد و جان و عِرْض او در عرصهء تلف و خطاست ؛ چون وظيفه عبوديّت الهى آن بود كه به خلافت آن فاسق پليد راضى نشوند و نگذارند كه ظالم فاسق بر بندگان خداى تعالى ظلم كند و والى و حاكم ايشان باشد ، در مقامات عبوديّت قائم شد . به وظايف تقديس و تمجيد الهى قيام نمود و در آن راه خطرناك از دشمن باك نداشت .
الُمجْتَهِدِ فى أَداءِ شُكْرِ الْمُنْعِمِ بِمَواهِبِ الثَّناءِ وَالتَّحْميدِ
و آن حضرت كوشش كننده بود در اداى شُكر خداى تعالى نعمت دهندهء موهبتهاى ثنا و تحميد الهى . و اين اشارت است بدانچه روايت كردهاند كه آن حضرت در آن راه ، همه اوقات به عبادت و طاعت وظايف ثنا و تحميد الهى مشغول بود ، وظيفهء شكر نعمت به جا آورد .
الْواصِلِ بِقَطْعِ مَنازِلِ الْقُرْبِ الى ذَرْوَةِ سَنامِ التَّوْحيدِ
آن حضرت و اصل بود به واسطهء بريدن منزلهاى قرب الهى به غايت بلندى توحيد . و اين اشارت است بدانكه آن حضرت چون در راه حقّ تعالى جان عزيز را جهت رضاى او فدا فرمود ، قطع منازل قرب فرموده به غايت توحيد رسيده است . زيرا كه غايت توحيد الهى آن است كه موحّد ، خود را فداى حق تعالى سازد و از جميع منازل و مقامات بگذرد و روايت كردهاند كه آن حضرت در آن راه كه توجّه كوفه فرموده بود ، هر شب حكايات يحيى بن زكريّاى پيغمبر « صلّىاللَّه على نبينا وعليه » مىنمود تا آن شب كه صباح آن شهيد خواهد شد ، فرمود : « سُبْحانَاللَّه ! مِنْ هَوانِ الدُّنْيا عَلَى اللَّهِ أَنَّ رَأْسَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا بُعِثَ الى بَغِىٍّ مِنْ بَغايا بَنى اسْرائيلَ » يعنى بدرستى كه از خوارى دنيا بر خداى تعالى آن است كه سر يحيى بن زكريّا را پيش قحبهاى از قحبگان بنى اسرائيل فرستادند ، يعنى دنيا پيش خداى تعالى خوار است كه سر عزيزى همچون يحيى كه اعزّ خلايق بود نزد خداى تعالى ، پيش فاحشه فرستادند .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٥١