تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

با آغاز عمليات فاز دوم بود كه مىبينيم به آسانى حجر بن عدى در مرج عذراء با گروهى از يارانش به شهادت مىرسند و يا مسور بن محزمه را مروان بن حكم در زمان حكومت خود بر مدينه ، به جرم اينكه به او مىگويد : « سخن تو واهى و بيهوده است » ، مجازات مىنمايد ؛ و بعدها وقتى عبدالملك بن مروان وارد مدينه مىشود ، بر منبر خطابه مىخواند و جرأت پيدا مىكند كه بگويد : « اگر كسى به من بگويد : « اتّق اللَّه » - از خدا بپرهيز - گردنش را مىزنم . » « 1 » و در نهايت حسين ( ع ) با چنان وضعى شهيد مىشود و آنگاه ابن زياد مردم را در مسجد كوفه جمع كرده تا خبر را به آنان برساند ، ضمن سخنرانى از فرزند رسول اللَّه ( ص ) به عنوان كذّاب بن كذّاب ( نستجير باللَّه ) ياد مىكند و تنها ، روشندلى بنام عبداللَّه بن عفيف به او اعتراض مىنمايد ، كه همانجا كشته مىشود . « 2 » اين بلاى استبداد را ابوالاعلى مودودى اين گونه به تصوير مىكشد : « در عهد پادشاهى ( اموى ) وجدان‌ها زندانى گرديدند و زبان‌ها حبس شدند و رسم بر اين شد كه لب بگشاى امّا فقط براى تعريف و تمجيد و در غير اين صورت ، مهر سكوت بر لب زن ؛ و اگر وجدانتان چنان نيرومند است كه نمىتوانيد از حق گويى پرهيز كنيد ، پس براى بستن و كشتن و تعذيب و شكنجه آماده باشيد . » « 3 » بايد گفت : توفيق جريان نفاق در ساخت اين پروژهء سياسى ، فرهنگى به مسخ ماهوى امت و سلب اراده از آنان انجاميد ، به طورى كه تسليم بىچون و چرا در مقابل هر قدرت و قدرتمندى ، اصلى مقبول و مورد پذيرش عموم واقع شد . تسليم و سازشى وقيحانه كه براى هر ملّتى جز نابودى و هلاكت نتيجه ديگرى در بر ندارد . مرحوم شهيد علامه سيد محمد باقر صدر در اين رابطه مىنويسد : « اگر امتى تسليم‌ناپذيرى و اراده‌اش را در برابر ظلم و ستم از دست بدهد ، بناچار در كوره‌هاى فراعنه در معرض ذوب شدن و تحليل رفتن قرار خواهد گرفت . » « 4 »

هامش
( 1 ) . همان منبع .
( 2 ) . شيخ مفيد ، ارشاد ، ص 244 و بحار ، ج 45 ، ص 119 .
( 3 ) . ابوالاعلى مودودى ، خلافت و ملوكيت ، ص 196 .
( 4 ) . شهيد صدر ، از سقيفه تا كوفه ، ص 166 - 167 .