بعد از بعثت پس از حيات پيامبر اكرم ، با اتكاء بر همين حميّت جاهلى و روابط ايلى و قبيلهاى ضعيف شده و كم رنگ ، توانست منافقانه اقتدار پيشين خود را به دست آورد . جريان نفاق سعى كرد از هر موقعيتى براى تثبيت اعتبار سياست عشيرهاى خود ، استفاده نمايد و در اين جهت آنچه كه اهميت نداشت و به آن اعتنايى نمىشد ، دين و جريانات اعتقادى بود . و بايد گفت : گرچه اسلام بيشترين ضربه را بر پيكر عصبيت جاهلى كه بنى اميه در رأس آن بود ، زد ولى چندى بعد ، اين عصبيت نيز توانست بزرگترين ضربه را به اسلام و اقتدار سياسى و اعتقادى توحيد وارد آورد . در هر حال ؛ جريان نفاق با اصالت دادن به قوميت و قبيله گرايى ، بالضروره در مقابل دين عرض اندام كرد ، و كسانى كه در رأس اين جريان قرار داشتند ، جز به عصبيت قومى و نژاد و عشيره ، به امر ديگرى نه آشنا بودند و نه متوجه . مثلًا ديده مىشود بعد از جريان سقيفهء بنى ساعده ، ابوسفيان ، على ( ع ) را به جنگ ترغيب نموده و به او پيشنهاد عدم سازش با خليفهء وقت مىدهد و به حضرت مىگويد : « آيا در اين قضيه ( حاكميت ) ، كسى كه از پستترين خانوادهء قريش و كمترين آنهاست ، بر شما غلبه كرد ؟ » ، « 1 » كه به خوبى نشان دهندهء نگاه سياسى وى ، آن هم سياست عشيرهاى ، به جريانات و حوادث اسلام است . و در ادامهء اين جريان كه به يك تراژدى بزرگ واندوهناكى انجاميد ، به نقطهء اوجى مىرسيم كه مىبينيم ، يزيد هنگامى كه مست از بادهء پيروزى است ، ضمن عصازدن به دندانهاى مبارك حسين پيامبر ، حجت خداروى زمين ، ابياتى مىخواند كه بيش از همه يادآور تجديد خاطره جنگها و خونريزىهاى ايام جاهليت است ، و در انديشهء تلافى كردنهاى قومى و قبيلهاى ، ياوه سرايى مىكند . انديشهء ابتدايى عصبيت . عصبيتى كه توانست در چند سال حاكميت خود ، جامعه را به همين روش ساخته ، با اين فرهنگ تربيت نمايد ، تا جايى كه تمامى افكار ، انديشهها و موضعگيرىهاى خواص و عوام ، رنگ و صبغهء قوميت به
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٠٨
هامش
( 1 ) . « اغلبكم على هذا الامر اذلّ بيت من قريش و اقلّها » : حميد پارسانيا ، حديث پيمانه ، ص 74 به نقل از شرح نهجالبلاغه ، ج 6 ، ص 40 .