تاريخ نشان مىدهد ، رواج اين مكتب در ميان مسلمانان ، زيانهاى فردى و اجتماعى فراوانى در پى داشته است كه عمدتاً يأس و نوميدى افراد از تغيير سرنوشت خود و فلج شدن ارادههاى فردى و جمعى را مىتوان از تبعاتش برشمرد . معتقدين به مسلك جبر ، در برابر حوادث ، وقايع و جريانات اجتماعى ، خود را بسته بال و پر شكسته دانسته و خويش را كاملًا مسلوب الاراده مىپنداشتند ، كه نتيجهء چنين طرز فكرى ، دلمردگى و يأس جامعهء مسلمانان و نفى هر گونه انقلاب و حركت اصلاحى در جهت بهبود وضع اجتماعى و سركوب ظالمين و ستمگران حاكم مىبوده است . زيرا آنان وضع موجود را به اراده و مشيّت الهى مستند مىكردند و كوچكترين اعتراض به قدرت حاكم و جنايات آنان را ، اعتراض به مشيّت خداوندگار به شمار مىآوردند و بدينوسيله ، هم جنايات و تجاوزات حاكمان ، و هم انفعال ، خمودى و سستى تودهء مردم ، به آسانى توجيه مىشد . 2 - جعل حديث و تحريف حقايق شايد بتوان نخستين جعل و تحريف را ، در تاريخ بشرى به « يهود » نسبت داد . آنان كلمات وحى و كتابهاى آسمانى را تحريف نموده و حقايق را كتمان مىكردند . تحريف كتابهاى آسمانى تورات و انجيل نيز ، نتيجهء كار زشت آنان مىباشد . قرآن كريم در مواردى زشتى اين عمل را گوشزد نموده و در همهء موارد اين شيوه را به يهوديان نسبت مىدهد و خصيصهء بارز اين جمعيت را « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ » « 1 » ذكر مىنمايد . آنان سعى داشتند اين خصيصهء زشت را در مورد قرآن ، معجزهء جاويد ، نيز اعمال كنند كه نتوانستند ، ولى بالطايف الحيلى در حوزهء تأويل و تفسير آيات ، احاديثى جعل كردند كه در كتب روايى ما به اسرائيليات مشهور است . ابن خلدون در اين باره مىنويسد . « اعراب اهل علم نبودند و دربارهء اسرار آفرينش و قصص ماضين از اهل كتاب مىپرسيدند و همين دسته وقتى اسلام آوردند ، معلومات قبلى خود را نيز به همراه آوردند . و مسلمانان نيز دربارهء اين امور كه به تكاليف عملى آنان ربطى نداشت و باورهاى ذهنى صِرف بود ، سهلگيرى كردند و كارى به كار آنها نداشتند ، بلكه آنها
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 305
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٠٥
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) ، آيهء 46 و مائده ( 5 ) ، آيهء 13 « سخنان و مطالب را تحريف كرده و از جايگاه اصلى آن دگرگون مىسازند » .