تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

نظام سلطهء اموى براى تضييع ارزش‌ها و ارزشمندان ، از هيچ چيزى مضايقه نكرد و از هر وسيله‌اى براى اين مقصد شوم استفاده كرد و در اين راه توفيقات زيادى نيز بدست آورد ، تا جايى كه توانست هر حقيقتى را كتمان كرده و براى مدت زمانى چهرهء حق را از مردم بپوشاند و مردم را در يك سرگردانى عجيبى قرار داده و رها سازد . اين جوّ مسموم و هواى مه آلود و برنامه‌هاى شيطانى را ، اباعبداللَّه ( ع ) در فرازى از نامهء خود به اهل كوفه ، به روشنى ، اين گونه به تصوير مىكشد : « نابودگى و آوارگى باد ! مرسركشان و رانده شدگان احزاب و دورافكنان قرآن و عاملان شيطان را ، آنان كه سخن حق را ديگر گونه جلوه دهند و چراغ سنت اسلام را خاموش كنند و زنازادگان را هم نژاد سازند . آنها كه دين را مسخره كنند و قرآن را پاره پاره نمايند . » « 1 » آرى ؛ وضع اسلام و مسلمانان در زير سايهء شوم نفاق اموى ، همان شد كه على ( ع ) فرمودند : « من پيش بينى مىكنم ، اسلام در ميان مردم به حالت پوستينى در آيد كه آن را وارونه پوشيده‌اند . » « 2 » 3 - تثبيت و ترويج عصبيت قومى و قبيله‌اى جوامعى كه از فرهنگ و تمدن بهره مندند و ملل متمدن خوانده مىشوند ، عوامل وحدت و يگانگى آنان ، عواملى معنوى برخاسته از فطرت و مورد تأييد عقل و تفكر جمعى آنهاست . اين عوامل كه به عوامل اوليه مشهورند ، امورى مانند يگانه پرستى ، دين و قانون واحد ، اخلاق و آداب و رسوم عمومى و فرهنگ مشترك مىباشد ؛ و بيشترين نقش را در پيوند ميان مردم و ايجاد همبستگى آنان ، به عهده دارند . ولى جوامعى كه از فرهنگ و تمدن بىبهره‌اند ، بالطبع عوامل ثانوى مانند تعصبات قومى و قبيله‌اى ، عامل پيوند و بقاى آنهاست . اين عامل كه به قول ابن خلدون « نيرو محرّكه جوامع ابتدايى است » ، در ميان اعراب جاهلى در حد فراگير و بالايى حضور داشت ، كه كم كم با حضور فرهنگ دينى در جامعه عربى ، تقريباً رنگ باخت ولى بطور كامل از بين نرفت . در جامعه ابتدايى عربستان قبل از بعثت ، كفر در قلمرو حميّت جاهلى بر محور عصبيّت قومى سازمان يافته بود و اين عامل ، تار و پود اين اجتماع را تشكيل مىداد . كفر منزوى شدهء

هامش
( 1 ) . علامه حرّانى ، تحف العقول ، ترجمه على اكبر غفارى ، ص 245 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 107 .