است كه به چنين آدمهايى دشنام دهى و بد بگويى و با آنها مبارزه كنى . وانگهى وقتى تو گروهى را مىگويى خائن ستمكار و گروهى را مىگويى مظلوم خدمتكار ، تو ادعاى خدايى كردهاى ، زيرا احكمالحاكمين خداوند است ، و روز حكم كردن و قضاوت كردن روز واپسين و حساب است . و تو در اين دنيا مىخواهى به حساب خاطى و خائن برسى ؟ اينجا مىخواهى ترازوى عدل برپا كنى ؟ تو مگر خدايى ؟ نه ! بر ماست كه بين خادم و خائن حكم نكنيم . جنايتكار را محكوم نكنيم و بر ماست كه در برابر گروهى ديگر جبهه نگيريم و . . . . و اين سرطان مرجئه ، نسل دوم اسلامى را كه آموزش درست مكتبى نداشتند . . . فلج كرد و بينش و روح مذهبى ، بشدّت با تبليغات مداوم مرجئه كه بوسيلهء دستگاه حاكم تقويت مىشد و منتشر مىگشت ، مسموم شد . و مسلمانان مصمّم قاطع و مسئولى كه هر لحظه در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، احساس مسؤوليت مىكردند ، آدمهاى گل گشاد با وسعت مشربى شدند كه هم خداوند و هم شيطان ، هر دو در وسعت مشربشان مىگنجيد . » « 1 » مكتب ديگرى كه يا به انديشهء خود اموىها ابداع گشت و يا حداقل به حمايت آنان ، در ميان مسلمانان ترويج و نشر يافت ، مكتب جبر بود . اين مكتب ، با سوء برداشتهاى عالمانه از مسئلهء قضا و قدر ، كه از مسلّمات عقايد اسلامى است ، در جهت مطامع سياسى آنان قرار گرفت و مورد استقبال واقع شد . و اين بدان علت بوده است كه مردم به راحتى با توجيه جنايات آنان بوسيله قضا و قدر به حكومت آنان تن داده و تسليم محض آنان مىشدند . ابوهلال عسكرى مىگويد : « اولين كسى كه انديشه نمود ، تمام افعال بندگان را خدا مىخواهد ، معاويه بود . » و بعد از مسموم شدن امام مجتبى ( ع ) وقتى معاويه جو سياسى را مناسب فرزندش يزيد ، به خلافت مىبيند و تمهيداتى را فراهم مىكند ، عبداله بن عمر به وى اعتراض مىكند كه از اين كار برحذر باشد كه بيم آن مىرود مسلمانان زير بار نروند و باعث خونريزىهايى در بين مسلمين شود ، جواب مىدهد : « امر خلافت يزيد از قضا و قدر الهى است و مردم اختيارى از خود در تمرّد از وى ندارند . » « 2 »
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٠٤
هامش
( 1 ) . دكتر شريعتى ، جزوهء امام حسين ( ع ) [ متن پياده شده از نوار سخنرانى ايشان ] .
( 2 ) . الالهيات ، آية اللَّه جعفر سبحانى ، ص 510 به نقل از الامامة و السياسة ، ابن قتبه ، ج 1 ، ص 171 .