تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢

اين اميرالمؤمنين كه خود را خليفه خدا ! ! مىداند ، در وصف شراب ، حرام شدهء حق تعالى ، مىسرايد : « خورشيد من از انگور است . برج آن ته خمرهء شراب است و از مشرق دست ساقى طلوع كرده و به مغرب دهان من غروب مىنمايد . چون از سبو در جام ريخته شود ، غلغل كردن و زير و رو شدن و حباب ساختنش حكايت از حجّاجى مىكند كه بين ديوار كعبه و چاه زمزم مشغول هروله هستند . پس اگر به دين احمد حرام است تو آن را بر دين عيسى سركش . » « 1 » اينها نيات درونى آنهاست كه در هنگام مستى يا در جايى كه خطرى احساس نمىكردند ، به بيرون تراوش مىكرد . گرنه در جاى خود ، كه به گونه‌اى ديگر اقتضا مىكرد ، با ظاهر سازىهاى منافقانه خود را به عنوان امام مسلمين و حافظ دين و شريعت ، چنان مىآراستند كه گويى ملكى در لباس و هيئت آدميان نازل شده است . ولى به هر حال هر دو روى سكّه اين سياست ، به دين زدايى و رواج بىاعتقادى مىانجامد و آنان با اتخاذ اين روش‌ها و ايراد اين گفتارها و انجام اين اعمال ، توانستند با متزلزل كردن بنيان احساسات دينى و سست كردن انديشه‌هاى مذهبى ، جامعه را به بىمبالاتى و ركود اعتقادى ، سياسى سوق دهند ، و سهل و آسان بر خر مراد سوار شوند . و نتيجه آن شد ، كه عمرو بن حجاج ، يكى از فرماندهان لشكر كوفه كه چهار هزار نفر در زير فرمان او بودند ، افراد تحت فرماندهى خود را اين گونه به جنگ با فرزند پيامبر خدا تشويق مىنمود : « بجنگيد با كسى كه از دين خدا برگشته و از صف مسلمانان بيرون رفته است . » و امت پيامبر هم ، هر كدام مانند بز اخفش ، به علامت تأييد و تسليم ، سر تكان داده و بعد هم آنگونه جنگيدند . وه ! كه چه نفاق پيچيده و بازى خطرناكى با دين و مذهب ، بعد از پيامبر شكل گرفت ! همانطور كه گفتيم اين خط نفاق ، براى موفقيت در رواج هر چه بيشتر اين بىاعتقادى و بىتفاوتى نسبت به دين و ارزش‌ها در ميان جامعه ، از ابزارهاى مناسبى استفاده كرده و بهره برد ، كه در اينجا به بيان مهمترين‌شان مىپردازيم . 1 - مكتب سازى به تعبير مرحوم دكتر شريعتى ، « اينان ( اموىها ) دو سرطان هولناك ، به نام خدا و دين ، به جان خلق افكندند . يكى سرطان مرجئه بود . . . دوم سرطان جبر بود » . اين مكاتب را مىتوان از

هامش
( 1 ) . شهيد مطهرى ، حماسهء حسينى ، ج 3 ، ص 374 .