تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

مهمترين ابزارهاى سلطهء نفاق و تكيه گاه و پايگاه فكرى آنان به حساب آورد . زيرا مبانى اين دو مكتب و بالطبع نتايج و اثرات اعتقادى و عملى كه به همراه داشتند ، در فلج كردن افكار عمومى و سرقت انديشه از آنان ، يعنى آنچه امويان مىخواستند ، بسيار مؤثر بود . دربارهء مكتب مرجئه ، مرحوم عباس اقبال آشتيانى در كتاب خاندان نوبختى مىنويسد : « بعد از شهادت حضرت على ( ع ) به سال 40 هجرى ، غير از شيعه كه به امامت آن حضرت پس از پيامبر اسلام ايمان داشتند و اين حق را نصيب آل على ( ع ) مىدانستند ، بقيهء مسلمين و اتباع طلحه و زبير و عايشه با اصحاب معاويه كه سواد اعظم مسلمين مىشدند ، دست يكى كرده ، به فرقهء مرجئه موسوم شدند . و اين فرقه مشتمل بود بر درباريان و ريزه‌خواران خوان معاويه و طرفداران كسانى كه غلبه يافته بودند ، يعنى جمعيتى كه گرد معاويه جمع آمده و عقيدهء ايشان اين بود كه اهل قبله همين كه به ظاهر اقرار به مسلمانى نمىكنند ، مؤمنند . ارتكاب گناه به ايمان ضررى وارد نمىآورد ، چنان كه به طاعت ، كفر زايل نمىشود . هيچكس حق ندارد كه در دنيا در باب جهنّمى يا بهشتى بودن كسانى كه مرتكب گناهان كبيره شده‌اند ، حكم دهد . بايد حكم اين اشخاص را به روز قيامت موكول كرد و عذاب ايشان را تا روز حشر به تأخير انداخت و اين تأخير را « ارجاء : به تأخير انداختن » مىگفتند . عقيدهء مرجئه در باب امام يعنى جانشين پيامبر ، اين بود كه پس از انتخاب شخصى به اجماع به اين مقام ، بايد هر چه او مىگويد و امر مىكند ، اطاعت كرد و فرمان او را واجب شمرد و عصمت او را از خطا لازم نمىدانستند . اين عقيده كاملًا به سود معاويه و جانشينان او بود . به همين علّت مرجئه را فرقهء حكومتى بنى اميه مىگويند . » « 1 » دكتر شريعتى نيز ، در تفسير و تبيين اين مكتب ، مىگويد : « تز مرجئه اين است كه هر كس ، پليد يا پاك ، هر كه هر جنايتى كرده ، هر پليدى و خيانتى ، اميد رحمت و بخشايش خداوندى ، بايد داشته باشد . رجاء بايد داشته باشد . ( ايشان وجه تسميهء مرجئه را با تمسّك به آيهء كريمهء « وَ اخَرُونَ مَرْجُونَ لِامْرِ اللَّهِ » ، ناشى از رجاء و اميدوارى به درگاه خداوند مىداند . ) چون هر جنايتكارى را خداوند غفار مىبخشد يا اميد هست كه ببخشد . بر تو انسان گناهكار حرام

هامش
( 1 ) . به نقل از ادبيات انقلاب در شيعه ، ج 2 ، ص 189 ، دكتر صادق آيينه‌وند .