فرهنگ نفاق و دورويى ) ، براى وى مىخواند و او را به حفظ كردن و عمل به آن توصيه مىكند . او به گوش پسرش مىخواند : « از سياهى شب به عنوان پوششى براى همهء عشرتطلبىهايت بهره گير ! چه بسيار انسانهاى فاسقى كه آنان را اهل سير و سلوك مىپندارى ، آنان در خلوت خود و در تيرگى شب ، چهرهء ديگرشان آشكار مىشود . تنها انسانهاى ابله ، لذتجويى و كامروايىشان آشكار و در برابر ديد هر دشمن عيبجويى است . » « 1 » بالاخره از اين حزب ، همين معاويه توانست از راه مكر و خدعه ، زور و غلبه ، و آش چرب ، نه تنها « خط امامت » را در حاشيه قرار دهد ، بلكه حتى از الگوى « خلافت دينى » نيز ، فاصله گرفته و يك نوع سلطنت و پادشاهى براى خود و دودمانش دست و پا كند ، و بدينوسيله نفاقى پيچيده و سيستماتيك ، مقتدرانه پا به عرصهء جامعهء اسلامى گذاشت . نفاق دستگاه اموى ، كه هيچ اعتقادى به حاكميت دينى نداشت . آنان تا قبل از سلطه و رسيدن به قدرت ، با ظاهر سازىهاى فردى ، مسلمانان را اغوا كرده و فريب مىدادند ، امّا پس از قدرت گرفتن ، از مؤثّرترين ابزارهاى سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، روانى ، نژادى ، جامعهشناسى سلطه ، بهره بردند و براى تضمين ابقاى قدرت خويش ، سعى در امحاى دينى داشتند ، كه گرچه با نام وداعيهء آن ، بر مردم حكومت مىكردند ، ولى در گذشته از شمشير كفر ستيز آن زخم برداشته بودند ؛ و بر اين اساس نسبت به آن عداوت خاصى در دل داشتند . لذا با ابزارهاى كافى و مناسب ، كه از سيستم هدايت شدهاى تبعيت مىنمود ، به جنگ با دين و ارزشهاى الهى آن بسيج شده و به عمليات پيچيدهاى براى نابودى آن ، دست زدند . ما در اين جا ضمن بيان مهمترين مشخصهها و خصوصيات اين جريان خطرناك ، به بيان ابزارهاى سلطه آنان مىپردازيم .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٩٩
هامش
( 1 ) . علامه سيد مرتضى عسكرى ، مقدمهء مرآة العقول ج 2 ، ص 146 ، اشعارى كه ترجمهاش ذكر شد اين ابيات مىباشد :انصب نهارك فى طلاب العلى * واصبر على هجر الحبيب القريب
حتّى اذا اليل اتى بالدّجى * واكتحلت بالغمض عين الرقيب
فباشر الليل بما تشتهى * فانّما الليل نهار الاريب
كم فاسق تحسبه ناسكا * قد باشر الليل بامر عجيب
غطّى عليه الليل استاره * فبات فى امن و عيش خصيب
و لذّة الاحمق مكشوفة * سعى بها كل عدوٍّ مريب