مرحوم طبرسى در مجمع البيان در مورد رؤياى پيامبر ( پس از ذكر دو شأن نزول ، كه از قول مفسران گذشته نقل مىكند ) آورده است : پيامبر در خواب ديدند كه بوزينگانى بر منبر او بالا و پايين مىروند . پيامبر از اين رؤيا اندوهگين شدند . سهل بن سعيد از پدرش نقل كرده است ، كه پيامبر پس از اين رؤيا ، ديگر لب به خنده نگشودند . وى از سعيد بن يسار از ابوجعفر ، امام باقر ( ع ) و ابوعبدالله ، امام صادق ( ع ) ، آورده است كه : بنابراين تأويل ، مقصود از شجرهء ملعونه در قرآن كريم ، بنى اميهاند . بيضاوى و نيشابورى نيز در تفسيرهايشان اين رؤيا را با همين مضمون نقل كردهاند . از رسالهء مفاخرهء بنى هاشم تأليف جاحظ نقل است كه : بنى هاشم شجرهء ملعونه را بنى اميّه مىدانند و حتماً تا ايشان حديث صحيحى در دست نداشته باشند ، عموماً چنين گمان نمىكنند . « 1 » همچنين « شجرهء خبيثه » ، كه در سورهء مباركهء ابراهيم آيهء 26 از آن ذكرى به ميان آمده است نيز ، در بعضى روايات به نفاق بنى اميه تأويل و تفسير شده است . « 2 » تعبير به « شجره » ، نشان از وجود تشكيلات پيچيده ، با برنامههاى سازمان يافته ، همراه با ساز و برگ فراوان دارد . زيرا ، درخت ( شجره ) داراى ريشه ، تنه ، ساقه ، شاخ و برگ و ثمره و ميوه است . بنابراين ، اين جريان ، از تشكيلاتى گسترده و نظامى منسجم برخوردار بوده و تحت هدايت برنامه و سيستم خاصى حركت مىنمود . و شايد بتوان فرازى از زيارت عاشورا كه مىفرمايد : « الَّلهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْن وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ » را مؤيّد همين مطلب دانست ؛ زيرا تعبير « عصابه » ، دلالت بر وجود تشكيلاتى منسجم و جمعيتى سازمان يافته دارد . سازمانى كه بر اساس فرهنگ دورويى و سيستم پنهان كارى ، بنيان گذارده شده و شكل گرفته بود . چنان كه معاويه به يزيد سفارش مىكند : « بايد كارها و نيازهايت را طورى انجام دهى كه پرده درى در آن نباشد كه باعث افت هيبت و شخصيت تو گردد و زبان دشمن و بدخواهان به رويت باز و دراز شود . » و سپس اشعارى را در همين رابطه ، ( آموزش
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٩٨
هامش
( 1 ) . صادق آيينهوند ، ادبيات انقلاب در شيعه ، ج 2 ، ص 166 ر . ك : مجمع البيان و تتمة المنتهى .
( 2 ) . و مثل كلمة خبيثةٍ كشجرةٍ خبيثةٍ اجتثّت من فوق الارض مالها من قرار « كلمه خبيثه » را به درخت ناپاكى تشبيه كرده كه از روى زمين بركنده شده ، و قرار و ثباتى ندارد » .