تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

به هر حال ، اين مطلب روشن است كه همراه با توسعهء اقتدار سياسى اسلام ، گروهى در جامعهء دينى تازه متولد شده كه با زبان اظهار اسلام مىنمودند ، كفر خود را پنهان كرده و بدون اينكه از ايمان بهره‌اى برده باشند ، به حاكميت نظام اسلامى گردن نهاده و در برابر آن تسليم شدند و در انتظار زمان مناسب براى اجراى نقشه‌هاى شيطانى خود بسر بردند . در واقع اين همان « كفرى » بود كه هنگام از دست دادن توان استقامت در برابر اسلام ، در پناه « نفاق » در طيف‌هاى مختلفى تشكل و موجوديت خود را حفظ نمود . اين مجموعه پس از فتح مكه ، آنگاه كه تمام تيرهاى خود را به سوى مسلمانان انداخت و ديگر تيرى در تركش نداشت و همهء راههاى مقابله با دين را به روى خود بسته ديد ، براى كسب قدرت و تصاحب خلافت ، ماهرانه پا به ميدان مسلمانى ! گذاشت تا بتواند در آينده‌اى نزديك و فردايى ديگر ، « دين » رابه خدمت اهداف و مطامع « سياسى » خود گرفته و بر اقتدار خويش بيفزايد . بدين ترتيب ، جريان نفاق با فتح مكه و حوادث بعد از آن ، شدّت وحدّت بيشترى يافت و بتدريج حضور نفاق و موجوديت منافقين براى مسلمانان به مشكلى جدّى و خطرناك بدل گشت . از همين تاريخ به بعد است كه قرآن كريم با ذكر خصوصيات گروه‌هاى مختلف نفاق ، حضور فعال منافقين را در روزهاى آخر عمر پيامبر گوشزد مىنمايد . « 1 » مهمترين سازمان قبيله‌اى كه در مكه خط نفاق را تشكيل داد ، بنى اميّه بود . خاندان بنى اميّه ، كه در رأس آنان ابوسفيان دشمن سرسخت پيامبر قرار داشت . هنگامى اسلام را پذيرفتند كه هيچ روزنهء اميد براى آنان ، جهت مبارزه با اين آيين توحيدى باقى نمانده بود . آنان در واقع به اسلام و پيامبر خدا ايمان نياوردند ، بلكه تسليم قدرتى گشتند كه به سرعت عربستان را زير نگين تصرف خود گرفته و مىرفت تا امپراطورى بزرگ ايران و روم و ساير ممالك دنياى آن روز را نيز به پذيرش اسلام فراخواند . ابن هشام در اين زمينه مىگويد : « بسيارى از بزرگان شهرمكه نيز هيچگاه قلباً مسلمان نشدند . شبى كه لشكر مدينهء پيامبر نزديك مكه رسيد ، عبّاس عموى پيامبر از اردو بيرون آمد و به جستجو پرداخت . مىخواست پيش از آنكه پيامبر به مكه درآيد ، مردم شهر مكه را اطلاع

هامش
( 1 ) . سورهء مباركهء توبه جزء آخرين سوره‌هاى قرآن كريم است كه بعد از جنگ تبوك و قبل از رحلت پيامبر اسلام نازل شده است .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 296 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى