علل محدثهء جريان عاشورا « 1 »
سجّاد چوبينه
مقدمه
تاريخ نويسان و تحليل گران عاشورا ، در بيان عواملى كه منجر به وقوع واقعهء كربلا شد ، امورى را ذكر كردهاند كه نسبتاً جزئى بوده و احياناً مربوط به شخص يا اشخاص معين است .
از نگاه بعضى ، وجود شخص پليدى مانند يزيد در صدر قضايا ، و مشاوران ، همفكران ، و عمّال بىخردى ، مانند : عبيداله بن زياد و عمر بن سعد و شمر بن ذىالجوشن ، باعث شكلگيرى و انجام اين جنايت بزرگ شده است . برخى ديگر دعوت مردم كوفه از امام و بىوفايى آنان را ، تنها عامل شهادت حضرت و يارانش مىدانند . و بزرگانى چون شهيد مطهرى ( ره ) سه عامل ؛ عدم بيعت امام با يزيد ، دعوت مردم كوفه از او ، و انجام وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر را در اين قضيّه دخيل و مؤثر مىدانند . و نويسندگانى ديگر ، از عوامل متعدد ديگرى نيز ياد مىكنند كه مجموعاً علت اين حادثه بشمار مىآيند .
گرچه تمامى اين تحليلها در جاى خود درست و منطقى به نظر مىآيد ، ولى در يك نگاه عميق و كلّىتر مىتوان از علل و عواملى نام برد كه اشخاص مباشر و معاون و عوامل جزئىتر اين قضيه نيز ، تحت تأثير آن علل ، وجود پيدا كرده و شكلگرفتهاند ، و همين علل و عوامل كلى باعث گرديده است كه امام دست به واكنش لازم زده تا به شهادتش منجر شود . عواملى كه به واقع مىتوان از آنها به عنوان « علل محدثه » نام برد .
هامش
( 1 ) . برگرفته از كتاب « نگاهى فلسفى به جريان عاشوار » سجاد چوبينه ، انتشارات ابرار ، قم ، چاپ اول ، 1377 .