تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

شمشير يا تن به ذلت دادن . آيا من تن به ذلت بدهم ؟ هيهات كه ما زير بار ذلت برويم ! ما تن خودمان را در جلوى شمشيرها قرار مىدهيم ولى روح خودمان را در جلوى شمشير ذلت هرگز فرود نمىآوريم . خداى من كه در راه رضاى او قدم برمىدارم راضى نيست و مىگويد نكن ، پيغمبر كه وابسته به مكتب او هستم مىگويد نكن ، آن دامن‌هايى كه من در آنها بزرگ شده‌ام ، دامن على كه روى زانوى او نشسته‌ام به من مىگويد تن به ذلت نده . اين يك حماسه است اما نه يك حماسهء شخصى يا قومى ، در آن منيّت نيست ، خودپرستى نيست ، خداپرستى است . در روز عاشورا حسين ( ع ) حدّ آخر مقاومت را هم مىكند . ديگر وقتى است كه به‌كلى توانايى از بدنش سلب شده است . يكى از تيراندازان ستمكار ، تير زهرآلودى را به كمان مىكند و به سوى اباعبداللَّه مىاندازد كه در سينهء اباعبداللَّه مىنشيند و آقا ديگر بىاختيار روى زمين مىافتد ، چه مىگويد ؟ آيا در اين لحظه تن به ذلت مىدهد ؟ آيا خواهش و تمنّا مىكند ؟ نه بلكه بعد از گذشت اين دورهء جنگيدن رويش را به سوى همان قبله‌اى كه از آن هرگز منحرف نشده است مىكند و مىفرمايد : رِضاً بِقَضائِكَ و تَسْليماً لِامْرِكَ وَ لا مَعْبودَ سِواكَ يا غِياثَ الْمُستَغيثينَ . « 1 » اين است حماسهء الهى ، اين است حماسهء انسانى . يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبُوا للَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ . « 2 » اين مطلب را مكرر بر زبان مىآوريم كه حسين بن على ( ع ) با آن جانبازى كه كرد اسلام را تجديد حيات و درخت اسلام را با ريختن خون خود آبيارى نمود : « اشهَدُ انَّكَ قَدْ اقَمْتَ الصَّلوةَ وَ اتَيْتَ الزَّكوةَ وَ امَرْتَ بِالْمَعْروفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حقَّ جِهادِهِ » « 3 » شهادت مىدهم كه تو اقامهء نماز كردى و زكات دادى و امر به معروف و نهى از منكر كردى و در راه خدا جهاد نمودى و حقّ جهاد را بجا آوردى .

هامش
( 1 ) . نظير اين عبارت در قمقام زخار ، ص 463 و مقتل الحسين مقرم ، ص 357 ذكر شده است .
( 2 ) . انفال / 24 .
( 3 ) . مفاتيح الجنان ، زيارت امام حسين ( ع ) در عيد فطر و قربان .