معروف است كه آلمانها گفتهاند ما در جنگ دوم همه چيز را از دست داديم مگر يك چيز را كه همان شخصيت خودمان بود ، و چون شخصيت خودمان را از دست نداديم همه چيز را دوباره به دست آورديم ، و راست هم گفتهاند . اما اگر ملتى همه چيز داشته باشد ولى شخصيت خودش را ببازد ، هيچ چيز نخواهد داشت و خواهناخواه در ملتهاى ديگر جذب مىشود . واى به حال اين خودباختگى كه متأسفانه در جامعهء امروز ما وجود دارد .
در گفتارهاى اقبال لاهورى خواندم كه موسولينى گفته است : انسان بايد آهن داشته باشد تا نان داشته باشد ؛ يعنى اگر مىخواهى نان داشته باشى ، زور داشته باش . ولى اقبال مىگويد :
اين حرف درست نيست . اگر مىخواهى نان داشته باشى ، آهن باش . ( نمىگويد آهن داشته باش ، بلكه آهن باش ) يعنى شخصيت تو شخصيتى محكم به صلابت آهن باشد . مىگويد شخصيت داشته باش ؛ چرا به زور متوسل مىشوى ، چرا به اسلحه متوسل مىشوى ، چرا مىگويى اگر مىخواهى نان داشته باشى بايد اسلحه داشته باشى ؟ بگو اگر مىخواهى هر چه داشته باشى خودت آهن باش ، خودت فولاد باش ، خودت شخصيت داشته باش ، خودت صلابت داشته باش ، خودت منش داشته باش ، اگر يك ملت بيچاره و بدبخت ، ايمانش را به آنچه كه خودش از فلسفهء زندگى دارد از دست بدهد و مرعوب يك ملت ديگر بشود ، در تمام مسائل آن جور فكر مىكند كه ديگران فكر مىكنند و اصلًا نمىتواند شخصاً در مسائل قضاوت كند . هر موضوعى را فقط به دليل اين كه مد است يا پديدهء قرن است ، به دليل اين كه در جامعهء آمريكا و در جامعهء اروپا پذيرفته شده است ، مىپذيرد و ديگر منطق سرش نمىشود .
در يكى دو سال قبل در كتابى از يك نفر از متجددين ايرانى - كه كتاب بدى هم نيست - مىخواندم كه در زمانى كه من در لندن بودم حادثهء خيلى جالبى پيش آمد و آن اين كه دختر سفيركبير سابق انگلستان در مسكو كه قهراً از شخصيتهاى خيلى معتبر انگلستان بود ، عاشق يك سياهپوست شده بود و با اين سياهپوست ازدواج كرد و باعث غوغايى در انگلستان شد كه چرا اين دختر سفيدپوست ، آن هم دختر يكى از شخصيتهاى بزرگ انگلستان با يك سياهپوست ازدواج كرده است ؟ مدّتها اين مطلب سوژه شده بود و يك روزنامه نوشت كه اين موضوع اين همه سر و صدا ندارد ، دنيا دارد به طرف تساوى مىرود و دنياى امروز ميان
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 271
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٧١