تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
و تبهكار است و مجالس او به لهو و لعب و رقص و ساز و قمار طى مىشود ، مسموعاتى بود ، كه شايد درست هم باور نمىكردند ، زيرا بعيد مىدانستند و انصافاً هم بسيار بعيد بود ، كه مسند خلافت اسلامى به اين امور زشت و شرم‌آور آلوده شده باشد . بالجمله آن گروهى وفد كه از مدينه به شام رفته بودند ، از نزديك يزيد و اعمال او را از شرب خمر و قمار و سگ بازى و امثال آن مشاهده كردند و از اين جهت در مراجعت به مدينه به جاى اين كه دست از شورش و غوغا بردارند و از حكومت يزيد طرفدارى كنند ، علم مخالفت و عصيان برافراشتند و مردم را بر خلع يزيد دعوت كردند و بزرگان مدينه اكثراً دعوت آن جماعت را پذيرفته و با عبداللَّه بن حنظله بيعت كردند . عده‌اى نيز در مكه به عبداللَّه بن زبير پيوستند . بارى كم كم كار بر يزيد سخت شد و در صدد دفع فتنه اين جماعت و عبداللَّه بن زبير برآمد . مورخان نوشته‌اند ، كه وى در ابتدا مىخواست ابن مرجانه ( عبيداللَّه بن زياد ) را كه مأمور كربلا بود ، مأمور اين كار كند ، وى زير بار نرفت و گفت براى حمايت اين مرد فاسق ( يزيد ) همان قتل پسر پيامبر مرا كافى است ، ديگر كشتار مدينه و خراب كردن خانه كعبه را بر خود هموار نتوانم ساخت . چون يزيد از امتناع عبيداللَّه بن زياد آگاهى يافت ، سپاهى از شاميان به سركردگى مسلم بن عقبه مرّى گسيل داشت ، كه از بس در واقعه حره و كشتار عام مدينه و در قتل خلايق اسراف كرده بود ، او را لقب « مسرف » دادند ، ناظر به آيه شريفه قرآن ( فَلا يُسْرِفْ فِى الْقَتْلِ ) . مسلم با سپاه خونخوار به مدينه رفت ؛ عبداللَّه بن حنظله و اصحاب خاص او در جنگ كشته شدند و گروهى از بقيةالسيف در مكه به عبداللَّه بن زبير پيوستند و موجب پيشرفت و قوت كار وى شدند . غوغاى حرب در حره واقع شد ، كه از مواضع معروف مدينه است . بعد از آن كه مسلم فاتح شد ، فرمان قتل و غارت عام داد . چندين هزار قشون خونخوار شامى سه روز و سه شب مشغول قتل و غارت مدينه بودند ، خلقى كثير از صحابه و عباد و زهاد و قرّاء در آن حادثه به قتل رسيدند ، چندان از اهالى مدينه كشته شدند ، كه گويند ، بعد از آن واقعه ده هزار زن بىشوهر وضع حمل كردند ، كه شوهرانشان همه كشته شده بودند . آن حادثه شوم مطابق ضبط جماعتى از مورخان در بيست و هشتم ذى الحجه شصت و سه هجرى اتفاق افتاد . مسلم بعد از فراغت از كار مدينه عازم مكه و محاربه عبداللَّه بن زبير گرديد ، كه در اثناى راه