قيام عبداللَّه بن زبير كه مخصوصاً بعد از واقعه كربلا امر او قوّت گرفت ، همه در زمان همين وليد بن عتبة اتّفاق افتاد و سبب قوت گرفتن كار عبداللَّه بن زبير اين بود كه خونخواهى امام ( ع ) و شهداى كربلا را دستاويزى محكم براى پيشرفت مقاصد خود قرار داد .
بارى عبداللَّه بن زبير در همان ايام تدبيرى به كار برد تا يزيد ، وليد بن عتبه را عزل و به جاى او جوانى مغرور و سبك سر را كه هم از بنى اعمام خود او بود ، به نام عثمان بن محمد بن أبى سفيان والى حجاز گردانيد .
واقعه حره دست گلى بود كه همين عثمان به آب داد و خلاصه قضيه بدين قرار است ، كه واقعه كربلا به ويژه بعد از اين كه اسرا به مدينه باز گشتند ، ولوله و شورشى در دلهاى اهل مدينه انداخت ، به طورى كه هر روز آن شهر مذهبى كه مجمع شخصيتهاى بزرگ اسلامى در آن زمان بود ، آبستن حادثه تازهاى مىشد . اهل مدينه را نفرت و انزجار از دستگاه حكومت بنى أميه افزونتر مىگرديد و آن چهرهاى كه حضرت امام حسين ( ع ) خيلى پيشتر ، روشن و آشكارا ديده بود ، كم كم پيش چشم ايشان نيز متجلى مىشد .
عثمان والى حجاز به خيال خود خواست ، خدمتى به دستگاه يزيد كرده و اهل مدينه را از فكر واقعه كربلا و هوادارى عبداللَّه بن زبير منصرف نموده باشد و به همان حيله دست بزند ، كه معاويه داشت ، يعنى با رشوهاى كه به عنوان هديه و عطيه مىداد ، دين اشخاص را به دنيا مىخريد . عثمان محرمانه با يزيد مكاتبه كرد و بر اثرش جمعى ، و به اصطلاح ، وفدى از اعيان و اشراف مدينه را به شام فرستاد ، كه از آن جمله عبداللَّه بن حنظله ، مردى عابد و متزهد و فرزند حنظله « غسيل الملائكه » شهيد ركاب پيامبر بود . عبداللَّه بن أبى عمرو مخزومى و منذر بن زبير نيز از جمله آن جماعت بودند . يزيد ايشان را سخت محترم داشت و عطاياى كلان به ايشان داد ، چنان كه عبداللَّه بن حنظله را صد هزار درهم و هر كدام از هشت پسر او را ده هزار درهم كه جمعا يكصد و هشتاد هزار درهم مىشد ، عطا داد و ايشان را محترم و مكرم به مدينه بازگردانيد .
اكنون اعجاز اسلام و اثر مظلوميت سيد الشهدا و ياران او را بنگريد و درست در اين معانى دقت كنيد ؛ حيلهيى كه يزيد و حاكم دست نشانده او كرده بودند ، درست نتيجه معكوس بخشيد ، زيرا تا آن تاريخ هر چه مسلمانان از دستگاه يزيد مىشنيدند ، كه مردى فاسق و فاجر
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٨٨