تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
بارى هر چه بود دردانه پليد معاويه يعنى يزيد بعد از مرگ پدر به مسند خلافت اسلامى - نعوذ باللَّه - جلوس كرد ؛ اما به وصيت‌هاى پدرش به ويژه نسبت به امام حسين ( ع ) هيچ عمل نكرد ، سهل است ، كه گويى به رغم خيرخواهى پدر اقدام به دشمنى و انگيختن قيام حسينى نمود . اما بنده خود چنان كه اشاره كردم ، اين امر را از معجزات اسلامى مىدانم كه بايستى از يزيد آن رفتارهاى شوم در مورد حضرت امام حسين ( ع ) و ياران جانباز او يعنى شهداى كربلا ( ع ) و بعد از آن حضرت در مورد اسيرى بازماندگان و زن و فرزند بى گناه ايشان كه عترت پيامبر اسلام ( ص ) بودند و ديگر اعمال شرم‌آور سر زده باشد تا پرده از روى اعمال ننگين وى برداشته شود و چهره واقعى بنى اميه و بنى مروان به قاطبه مسملانان نموده شود و سرانجام اسلام از دست رفته دوباره احيا گردد و ننگ حكومت بنى أميه و بنى مروان از دامن اسلام و اسلاميان پاك شود و دولت آن طايفه تا ابد زوال و انقراض پذيرد و نسل ايشان هم از روى زمين انقطاع يابد و دولت از آن جماعت به بنى عباس منتقل شود ، كه هر چه بودند ، باز از بنى هاشم و خويشان نزديك پيامبر ( ص ) بودند و حكومت ايشان خارى در چشم امويان بود !

واقعه كربلا

من در اين باره مثل يك مورخ بى طرف قضاوت مىكنم و در اين حال انصاف مىدهم ، كه واقعه كربلا در حوادث تاريخى نظير نداشته است و نظير هم نخواهد داشت . اين امر كه گفتم از دو جهت است : هم از جهت قطب منفى و هم از جهت قطب مثبت . يعنى هم قيام حسينى و جانبازى يارانش و مراتب فداكارى و خلوص عقيدت و ايمان ايشان شگفت‌آور است و هم درجه قساوت و بىرحمى و شقاوت كوفيان و فرماندهان سپاهى كه براى قتل و غارت آل پيامبر ( ص ) گسيل شده بود و به ويژه حس كينه ديرينه و انتقام جويى عبيداللَّه بن زياد ( ابن مرجانه ) و يزيد بن معاويه واقعاً از عجايب تاريخ است ! يقين دارم كه اين سرگذشت را همه شنوندگان از بس كه در مجامع وعظ و روضه‌خوانى شنيده و در كتب تاريخ و مقاتل خوانده‌اند ، همه جزئيات آن را به خاطر دارند . براى من در اين باره چيزى باقى نمىماند كه مربوط به خود واقعه باشد . فقط چند نكته در اين باره به نظر خودم گفتنى است ؛ كه بعضى را اشاره كردم و باقى را ان شاء اللَّه نقل مىكنم . اكنون براى اين كه نظم و ترتيب مطالب رعايت شده باشد ، حوادث دوره حكومت سه سال و چند ماهه يزيد را خلاصه مىكنم .