نتيجه اين كه اگر قيام حسينى نبود ، اين اسلام كه ما امروز داريم ، وجود نداشت ؛ نه فقط عالم تشيع را مىگويم ؛ بلكه اصلًا اثرى از اسلام و مسلمانى باقى نمىماند .
اكنون سخن ما بر سر معاويه و استخلاف يزيد است . از همان تاريخ گروهى از اعيان مسلمان از قبيل همان اشخاص كه گفتيم ، از در مخالفت درآمدند . نه كار يزيد را مقبول شمردند و نه با يزيد به ولايت عهدى بيعت كردند .
معروف است كه معاويه محرمانه با عبدالرحمان بن أبىبكر در اين باره گفت و گو كرد تا نظر او را بداند و چون دانست كه نظر موافق ندارد و او را بر اين امر نكوهش مىكند ، محرمانه براى او صد هزار دينار فرستاد . البته عنوان هديه و عطيه داشت . ليكن در واقع رشوهاى بود ، كه مىخواست رأى عبدالرحمان را با آن مبلغ خريده باشد و ليكن او آن هديه را نپذيرفت و زير بار بيعت يزيد هم نرفت و گفت : « دين خود را به دنيا نمىفروشم » .
معاويه در نيمه رجب سال شصت هجرى پس از يك عمر طولانى مرد و قبل از مردنش باز هم به يزيد توصيه كرده بود ، كه به ويژه چند نفر را مراقب باشد و از عبداللَّه بن عمر بن الخطاب و عبداللَّه بن زبير و حضرت امام حسين ( ع ) نام برده بود و گفته بود ، كه عبداللَّه بن عمر چندان مهم نيست ، كه از سوى وى براى تو مزاحمتى فراهم شود . اما عبداللَّه بن زبير ، به او هيچ اطمينان نداشته باش و اگر بر وى دست يافتى او را قطعه قطعه كن ! كه مثل شير حمله مىكند و مثل روباه حيله دارد .
اما در مورد حضرت امام حسين ( ع ) به ويژه سفارش كرده بود كه او پاره جگر پيامبر است و مىدانى كه قلوب اهل عراق متمايل به او است و غالب طرفدار او هستند . هر چند كه با او غدر خواهند كرد و از نصرت و يارى او دريغ خواهند نمود ؛ باز هم اگر بر وى دست يافتى زنهار حرمت او را از بين مبر و مگذار كه مكروهى از تو به وى برسد .
خلاصه در خصوص امام حسين ( ع ) سفارش كرده بود ، كه از اين شخص به ويژه دست بدار و از وى توقع بيعت نداشته باش .
معاويه خوب مىدانست ، كه اگر يزيد بر خلاف گفته او عمل كند و حضرت امامحسين ( ع ) را مجبور به نهضت و قيام سازد ، نقشهاى كه براى انهدام اسلام كشيده است ، به هم خواهد خورد و حكومت و سلطنت از دست بنى اميه به بنى هاشم انتقال خواهد يافت .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٨٣