تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
عمل به ويژه پس از شهادت على ( ع ) و صلح امام حسن ( ع ) با معاويه شدّت گرفت . علّتش دو چيز بود : يكى عصبيّت جاهلى و دشمنى و مخاصمت بين بنىاميّه و بنىهاشم كه سابقهء ديرينه داشت و همين كينهء ديرينه بود ، كه حتّى با شنيدن خبر شهادت على ( ع ) فرو ننشست و عمّال معاويه دوستداران و پيروان على ( ع ) را هر كجا يافتند ، كشتند ؛ يا سر به نيست كردند ؛ يا ايشان را چندان به زحمت و رنج انداختند ، كه به سختى مردند ! همان كينهء ديرينه و انتقام‌جويى بنىأميّه از بنىهاشم بود ، كه حادثهء خونين كربلا را به وجود آورد و از آن پس چنان كه گفتيم ، بنىاميّه عاشورا را همه ساله جشن گرفتند و شادمانى نمودند . علّت دوم عداوت معاويه با على ( ع ) و ياران وى اين بود كه چنان كه گفتيم او در باطن مسلمان واقعى نبود و دين اسلام را به طوع و رغبت و با تمام وجودش نپذيرفته بود و حتّى الامكان كوشش مىكرد ، كه آثار معنويّت و روحانيّت اسلام را از بين ببرد . چون على ( ع ) مظهر كامل روحانيّت اسلام و آيينهء تمام‌نماى تعليمات پيامبر اسلام بود ، بيش از همه كس هدف كينهء ديرينهء أبوسفيان و معاويه و اولاد و اصحابشان واقع شده بود . يعنى مىخواستند بزرگ‌ترين درخت ريشه‌دار بارآور اسلام را از پا بيندازند ، تا نهال‌هاى كوچك خود به خود از پاى بيفتد . يك نكته را نيز در اين جا بايد يادآور شد و آن ، اين است كه باقى مانده‌هاى يهودىها و مسيحىها به ويژه تربيت شده‌هاى دستگاه دولت روم قديم پس از اين كه آن دولت به دست خلفاى اسلامى منقرض گرديد ، در بلاد ممالك اسلامى به ويژه در نواحى مصر و شام متفرّق بودند و گاهى اظهار اسلام هم مىكردند ؛ اما در باطن نقشه‌هاى خطرناك براى از بين بردن اسلام داشتند ، يكى از نقشه‌هاى خطرناكشان تعليماتى بود ، كه به معاويه و پسرش يزيد مىدادند . در كتب تاريخ و روايت نوشته‌اند كه پس از ورود مسلم بن عقيل به كوفه و بيعت كردن كوفيان با وى به نيابت حضرت امام حسين ( ع ) - كه عده بيعت كنندگان را تا سى هزار تن هم نوشته‌اند ، اما در وقت كار و موقع امتحان يك تن هم با مسلم ، ثابت و پايدار نمانده بود - يزيد