يكى از علل مهمّ ضدّيت معاويه با على ( ع ) و همچنين يكى از موجبات عمدهء حادثهء كربلا ، همان حس جاهلى و انتقامجويى بنىاميّه از بنىهاشم بود و گرنه اختلاف بر سر خلافت و سلطنت اين همه كينهتوزى و عداوت كه حتّى بعد از مرگ طرف هم جريان داشته باشد لازم نداشت !
اگر به دعوى خودشان ، منظور دفع فتنه و رفع مانع بود ، كه آن خود به حادثهء كربلا انجام گرفت . ديگر داستان اسيرى اهل بيت و استخفاف ايشان از سوى ابنمرجانه و يزيد چه بود ! با اين اعمال ننگين باز هم قلوب سنگين آنها تشفّى حاصل نكرد ، روز عاشورا را بنىاميّه همه ساله عيد مبارك و جشن و شادمانى مىگرفتند . چنان كه در زيارت عاشورا مىخوانيم : « انَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو أُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ الأَكْبادِ » و باز در جايى ديگر از اين زيارت مىخوانيم : « هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ ( ع ) » .
اين مطلب كه روز عاشورا بعد از واقعهء كربلا روز عيد و جشن مبارك بنىاميّه گرديد ، در كتب معتبر مثل « آثار الباقية أبوريحان » هم نوشته شده است .
اما همان جشن گرفتن بنىاميّه ، خود يكى از اسرار شهادت سيّدالشّهدا و حادثهء كربلا است ، چرا كه خاطرهء آن روز را خود بنىاميّه زنده نگاه داشتند و مقصود اصلى دوستان به دست دشمنان انجام گرفت . همان جشن و شادمانى عاشورا بود كه عاقبت موجبات عزا و ماتم بنىاميّه و بنىمروان گرديد . براى اين كه يادآورى و يادبود آن حادثه روز به روز قلوب مسلمانان را آزردهتر و از حكومت اموى متنفّرتر و بيزارتر و ايشان را براى نهضت و انقلاب و شورش بر ضدّ آن دستگاه آمادهتر و مهيّاتر مىساخت . همين اندازه منتظر يك نفر قائد و زعيم شايسته و بايسته بودند ، كه محيط روزگار و افق مردآفرين اصفهان و خراسان أبومسلم را به وجود آورد و آنچه را كه مسلمانان به ويژه شيعيان حقيقى در كينهء بنىاميّه و بنىمروان به دل داشتند ، وى به حدّ اعلى انجام داد ، چنان كه داستانش را در تواريخ خوانده و يا از تاريخ خواندهها شنيدهايد . دربارهء اين مطلب عجالتاً به همين مقدار اين جا اكتفا مىكنم و بعد از ذكر يك جملهء معترضه باز به دنبالهء آن مبحث برمىگرديم .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٧٨