اختلاف بنى أميّه و بنىهاشم
يكى از علل اختلاف و دشمنى خاندان بنىاميّه با بنى هاشم يك سابقهء ممتدّ تاريخى است ، كه اثرش به صورت همان خوى و تعصّب نژادى و غريزهء كينهتوزى و انتقامجويى جاهلى عرب ، در روح بازماندگان باقى مانده بود . در تاريخ آوردهاند ، كه عبدالشّمس جدّ اعلاى بنى اميّه با برادرش هاشم كه جد اعلاى بنى هاشم است توأم و دو سيده متولّد شدند و اتّفاقاً طورى بود كه پيشانى آنها به هم پيوستگى داشت ، يا انگشت يكى از آنها چسبيده به پيشانى آن ديگر بود . « 1 » هر چه بود آن دو را با شمشير يا كارد تيز از هم جدا كردند و از همان تاريخ اين حدس يا پيشگويى بين عرب افتاد ، كه بين اين دو برادر هميشه كار با شمشير و جنگ و مقاتله خواهد بود . اتّفاقاً اين پيشبينى و حدس درست و صائب درآمد . هاشم مردى بزرگوار و جواد و كريم و بخشنده بود و با استحقاق ، رياست خانهء كعبه را داشت و دو منصب بزرگ از مناصب پنجگانهء كعبه كه به اصطلاح منصب رفادت و سقايت حاج بود در قبضهء كفايت او قرار داشت ، سه منصب ديگر كه حجابت يا سدانت و لواء و دارالنّدوه باشد ، اختصاص به اولاد عبدالدّار داشت ، كه او هم از برادران عبد مناف بن قصىّ بوده است . « 2 » وقتى كه اميّة پسر عبدالشّمس بزرگ شد بر ضدّ عموى خود قيام كرد و خواست مناصب را از دست او بگيرد ، البتّه نتوانست ليكن كارشان به دشمنى و عداوت سخت خانوادگى افتاد ، كه بعد از ظهور اسلام نيز آثار خود را به خوبى ظاهر ساخت .