أبوسفيان ديگر
اين كه ديديد أبوسفيان را به تفصيل اسم و نصب معرّفى كردم ، نه براى اين بود كه اهمّيّتى به او داده باشم ، براى اين است كه او را با أبوسفيان ديگر كه او نيز از دشمنان پيامبر اسلام ( ص ) بوده است و در سال فتح مكّه ايمان آورده بود ، امّا بر خلاف همنامش عاقبت به خير از دنيا رفت اشتباه نكنيد .
اين أبوسفيان پسر حرث بن عبدالمطلّب است كه پسر عموى پيامبر ( ص ) و برادر رضاعى ايشان بوده است و پس از بعثت با آن حضرت دشمنى پيدا كرد و ايشان و ديگر مسلمانان را هجو مىگفت و آزار مىداد ؛ اما اتّفاقاً پرتو اسلام بر وى بتافت و او و پسرش جعفر در همان سال فتح مكّه اسلام آوردند و اين أبوسفيان به اختلاف اقوال بين سنهء پانزده تا سى و يك هجرى فوت شده است . ابن اثير تاريخ وفات او را سنهء سى و يك هجرى همان سال وفات ابوسفيان اموى نوشته است و در اصابهء ابنحجر چند قول دربارهء وفات او نقل شده است .
مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى ( ره ) در « الكنى و الألقاب » سنهء بيست را در وفات او اختيار كرده است .
خلاصه اين ابوسفيان بين مسلمين خوشنام است . بر خلاف ابوسفيان اموى كه بين قاطبهء مسلمانان اعم از شيعه و سنّى بدنام و به نفاق و دورويى و شيطنت و ملعنت معروف است ، همان شيطنت و ملعنتى كه معاويه از وى به ميراث برده و خود هم چند برابرش افزوده و همهء آن رذايل موروث و مكتسب را تحويل فرزندش يزيد داده بود و هر چه بر سر اسلام از بدبختى و نفاق و شقاق آمد ، سبب و باعث عمدهاش همان خاندان شوم بودند .
دشمنى معاويه با حضرت على ( ع ) و اصحاب ايشان
معاويه يكى از دشمنان سرسخت خاندان و اصحاب خاص پيامبر ( ص ) به ويژه على ( ع ) و دوستان و پيروان وى بود . و دلايلى داريم كه اصلًا در باطن تمايل به اسلام نداشت و از شنيدن نام پيامبر ( ص ) در اذان مشمئز مىشد .
بارى دشمنى و جنگهاى معاويه با على ( ع ) را همه شنيدهاند .
نكتهاى كه بايد به آن توجّه داشت اين است كه اوّلًا به چه دليل معاويه آن اندازه با على ( ع ) دشمن بود ، كه شاميان و عراقيان را با رشوه و زور وادار به سبّ آن حضرت كرده بود و اين