اين تبهكارىها كه أبوعثمان جاحظ دربارهء بنىأميّه گزارش نموده و اعمال زشت غير انسانى كه ارباب تواريخ ياد مىكنند ، آرى ! اگر اين تبهكارىها و زشتىها بر سر پا مىماند و كسى در صدد رد و انكار و امحاى آن از روى زمين بر نمىآمد و دستاندر كار پاكسازى زمين از اين آلودگىها نمىشد ، اين كردارهاى غير انسانى و بسيار زشت به صورت عرف و عادت در مىآمد و اين سؤال پيش مىآمد كه وقتى مردم از اين بدعتها با آغوش باز استقبال كردند و آشكارا به هر كار مهلك و كشنده دست يازيدند و ترس از خدا را در سرّ و علن از دست نهادند ، چگونه و چه زمانى دوباره به آيين اسلام باز مىگردند ؟ !
پس نهضت أباعبداللَّه الحسين ( ع ) گمراهى اين گروه و گستاخى آنها نسبت به دين و هتك احترام دينى و بيگانگى آنان از دين و بلكه جنگ و ستيز و عناد آنها را نسبت به دين آشكار ساخت . اختر فروزان آل محمّد ( ص ) پس از آن كه در محاق افول و غروب پنهان گشت دوباره طلوع و درخشيدن آغاز كرد . حتّى مىتوان گفت تا هم اكنون بسيارى از اسرار شهادت امام حسين ( ع ) مجهول و ناشناخته مانده و فقط بخشى از چهرهء خود را در لابلاى اوراق تاريخ مىنمايد و گويا غربىها اين اسرار را بهتر از ما لمس مىكنند و اميدواريم آينده ، پرده را از روى بخشى ديگر از اين اسرار كه تاكنون نيز نهان مانده ، به يك سو نهد و چهرهء آن را متجلّى سازد .
نهضت امام حسين ( ع ) و اعوان و انصار بنىأميّه
نكتهاى كه اثبات مىكند ، درخت تشيّع از سرچشمهء اين خونهاى پاك سيراب گشته ، اين است كه نزديك بود قلبهاى امويان به علّت خشم و نفرت به اين نهضت حسينى منفجر و متلاشى گردد و همواره با سبكهاى گوناگون پردههايى مىپرداختند و آنها را روى خورشيد اين نهضت مىافكندند ، به اين تصوّر واهى كه مىتوانند چشمهء خورشيد را با غربال بپوشانند و آن را از نورافشانى بيندازند ؛ امّا اين نيرنگها و صحنهپردازىها نتوانست در جهت اهداف آنان مؤثّر افتد ؛ زيرا به مدد انوار اين شهادت تمام افقهاى اسلامى روشن شد و ابهاماتى را كه رياكارىها و صحنه سازىهاى امويان فراهم آورده بود ، از هم شكافت و چهرهء تابناك نهضت حسينى را از ميان اين تاريكىها نمودار ساخت و احساس مردم را به