دعوتش با جنگ روبهرو نمىگشتند ، تا چه رسد به آن كه چنان اعمال فجيعى را درباره او روا دارند . اعمالى كه چهره حق و شرف و انسانيّت از آن احساس شرمندگى مىكند . آن كه به عوامل و انگيزههاى نهضت امام حسين ( ع ) آگاه است ، مىداند آن انگيزهاى كه حضرت را به اين نهضت واداشت و بدان فراخواند ، احياى شريعت جدّش رسول خدا ( ص ) بود ، مبنى بر آن كه مردم را امر به معروف نموده ، آنان را از منكرات و بدعتهايى باز دارد كه مردم - به علّت اين كه كسى مانع آنها نمىشد - در آن غرق شده بودند ، بلكه بالاتر از اين ، تشكيلات اموى نه تنها مانع مردم از بدعتها و منكرات نبود ، بلكه آنان را به منكرات فرمان مىداد . و چه زيبا و درست گفته است گوينده اين مقال كه :
انَّ اْلِاسْلامَ عَلَوىٌّ وَ التَّشَيُّع حُسَيْنىّ .
اسلام ، علوى و تشيّع ، حسينى است . زيرا اين ضربهء شمشير على ( ع ) بر بينى و مخ گردنكشان بود كه آنان را وا داشت ، تا زبان به « لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ » بگشايند و پرچم اسلام به مدد آن برافراشته شد و رايت فتح و پيروزى از بركات آن به اهتزاز درآمد و مردم از ظلمات كفر به نور ايمان رهنمون گشتند .
على ( ع ) در ركاب رسول خدا ( ص ) در هر جنگى حضور مىيافت ، دشمن را در هم مىكوبيد و حماسه مىآفريد .
چنان كه اگر امام حسين ( ع ) نيز به اين فداكارى و جانفشانى عظيم و شگرف اقدام نمىكرد ، دين اسلام با تلاشهايى كه اموىها مصروف مىداشتند به صورت دين و آيين اموى در مىآمد ، تعاليم چنين آيينى عبارت بود از : فساد در زمين ، ارتكاب هر گونه منكر و كار زشت ، هتك حرمتها ، تجاوز به ناموس مردم ، خونريزى و امثال آنها ! در حالى كه اسلام آمد تا اين گونه كارها را ريشهكن ساخته ، ميكروب و جرثومه آن را از ميان ببرد و پيكر جامعه را از امراض كشنده و مرگزاى آن تطهير كند . اين أبو عثمان جاحظ است كه مىگويد :
« بنى هاشم از آن جهت بر بنىأميّه مىبالند ، كه كعبه را ويران نكردند ، و قبله را دگرگون نساختند و مرتبت رسول خدا ( ص ) را فروتر از خليفه و جانشين او قرار ندادند ، . . . و اوقات نماز را جابه جا نكردند . . . و بر روى منبر رسول خدا ( ص ) به خوردن و نوشيدن نپرداختند و حرم خدا را غارت نكردند و به ناموس مسلمان از رهگذر اسير كردن آنها تجاوز ننمودند » .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٦٣