چرا به چپ و راست برويم و به بيراهه بيفتيم ؟ نيم نگاهى به شام ، پايتخت بنى أميّه حقيقت را به روشنى براى هر ناظر منصفى بازگو مىكند . شهرى كه قتل و شهادت امام حسين ( ع ) را جشن گرفت و از سرهاى شهداء كربلا و اسراء اهل بيت ( ع ) با دف و نى و طبل و دهل استقبال كرد و تا مدّتها پس از شهادت امام حسين ( ع ) و يارانش به علّت اين فاجعه ، پرچمهاى سرور و شادمانى در آن جا در اهتزاز بود ، بايد ديد امروز در چه حال است . مجلس سوگوارى امام حسين ( ع ) در آن جا بر پا است و مردم ، آن حضرت را با ديدگانى گريان صدا مىزنند و بر كسانى كه اين گناه و جنايت هولناك را مرتكب شدهاند ، لعن و نفرين نثار مىكنند .
اين نام امام حسين ( ع ) است كه اكنون بر در مسجد بزرگ آن ديار نقش بسته و جامهء سياه عزا كه شعار اندوه و تأسّف است ، بر در و ديوار زاويهاى از اين مسجد كه سر مبارك امام حسين ( ع ) در آن جا قرار داشت و نيز بر سر مزار شمارى از اهل بيت ( ع ) كه در آن ديار مدفون هستند نصب شده است . كمتر نقطهاى در دمشق وجود دارد كه از اين شهدا بارگاه و زائرانى نداشته باشد ، بارگاههايى كه با نفيسترين و زيباترين فرشها و زيباترين چهلچراغها مزيّن و نورانى است . قبر معاويه و يزيد را بايد در كدام نقطه از پايتخت آنها جست و جو كرد ؟ پيروان آنها كجا به سر مىبرند كه از گور مقتداشان بازديد كنند ؟ آيا معاويه و يزيد هم زائرى را به سوى گور خويش جلب مىكنند ؟ اگر هم جلب كنند ، چيزى جز لعن و نفرين نثار روح آنان مىشود ؟
آرى ! آن كه خدا را از ياد برده و در نتيجه خدا نيز او را از لطف و نظر خويش طرد و محروم ساخته و به فراموشى سپرده است ، از حق روى گردان است . و اين نيز فرجام و سرنوشت حق و اهل حق كه روزگار نمىتواند آن را به مرگ و فراموشى گيرد و باطل را ياراى پيروزى بر آن و پيروان آن نيست و زرق و برق دنياى مادّى از فروغ آن چيزى نمىكاهد ، بنى أميّه را كجا ياراى آن بود ، كه به سوى حق دست يازى نموده و سيماى ارجمند والاى آن را از صحنه وجود محو سازند ؟ !
وقعهء طف و موضع اهل بيت ( ع ) در برابر آن
اهل بيت ( ع ) طبق معمول پس از واقعه كربلا آنچه را بر قربانيان راه خدا در وقعهء طف گذشت و جرياناتى را كه براى زنان و كودكان پيش آمد ، براى مردم بازگو كرده به نشر و تبليغ آنها