تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
رسيده اگر اين سر را به من دهيد كه تا بامداد نزد من باشد من آن زر را به شما دهم و حلال كنم . گفتند زر را بيار . بياورد . بگرفتند و قسمت كردند و سر را به او دادند . او سر را پاكيزه بشست و گلاب و مشك و كافور بسرشت و به منفذهاى آن اندر كرد و آن را ببوسيد و به كنار اندر نهاد و همى بگريست تا بامداد كه صبح بردميد با آن همايون گفت : اى بزرگوار مرا پادشاهى بر نفس خويش است « اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ انَّ جَدَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَسُولُ اللَّهِ » و اسلام آورد و بندهء حسين شد و آن سر بديشان باز داد . ايشان اندر صندوق نهاده برفتند . چون به نزديك دمشق رسيدند به زرها كه از آن راهب گرفته بودند نگاه كردند سفال شده بودند و به جاى نقش بر رويى پديد گشته كه : « وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهُ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ » و بر روى ديگر كه : « وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اىَّ مُنْقَلِبٍ يَنْقَلِبُونَ » آن زرها را تماماً در جوى آب ريختند و بسيار كس از ايشان بگرديد و توبه كرد و سر به كوه و بيابان نهاد ( آخر كلامه ) حضرت حجة الحفاظ و المحدّثين ثقة الاسلام و المسلمين مؤيّد الشّيعة و مجدّد الشّريعه سيّدنا الأجلّ الأمير حامد حسين الهندى سدّد اللَّه رشقاته و نافح عن عبقاته در مجلّد معقود از براى كلام بر حديث شريف تشبيه از مجلّدات كتاب مستطاب « عبقات الانوار » به تقريبى اين آيت عظمى و كرامت كبرى را در جملهء شرحى مبسوط متعلّق به مسألهء اجتماع الحسن به اميرالمؤمنين على ( ع ) و سماعه منه نقل نموده و درج فرموده است به اين عبارت كه : « هُوَ كَقَوْلِ ابْنِ حَيَّانِ فى كِتابِ الثِّقاتِ فِى الرَّاهِبِ النَّصْرانى الّذى تَشَرَّفَ بِاكْرامِ رَأْسِ الْأِمامِ الْحُسَيْنِ الشَّهيدِ فَرَأى مِنْهُ كَرامَةً فَاسْلَمَ النَّصْرانى وَ صارَ مَوْلى لِلْحُسَيْنِ رَضِىَ اللَّهُ تَعالى عَنْهُ » از اين جا مستفاد مىشود كه اين معجزه محقّق است و در نزد اثبات محدّثين مصدّق . بومخنف لوط يحيى منزلى را نيز كه اين كرامت از آن سر پر نور در آن جا به ظهور رسيده است معيّن ساخته چه وى از كوفه تا صومعهء اين راهب همه جا خطّ حركت و نقاط حلّ و ترحال حملهء رأس مطهّر و موكّلان اهلالى سرادق عصمت را مشخّص نموده به ترتيبى كه در اين ملخّص مىنگاريم « مع ما نحن عليه من عدم الطمأنينة الى ما تفرّد لوط بروايته فى مقتله هذا » مىگويد : « نزلوا القادسيّة و ساروا الى شرقى الحصاصة ثم عبروا تكريت و اخذوا على طريق البرّ ثمّ على الاعمى ثم على دير عروة ثم على الصّليب ثم على وادى النّخلة فنزلوا فيها و باتوا فسمعوا بكاء نساء الجنّ ثمّ رحلوا و اخذوا على ارمينا و ساروا حتّى وصلوا الى لينا و رحلوا من لينا الى الكحيل و