تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بكشت و به نزد مادر و زنش بازگشت و گفت يا امّاه آيا راضى شدى ؟ گفت نه تا آن كه پيش روى حسين كشته شوى . وهب در حال بازگرديد و همى قتال كرد تا نوزده سوار و دوازده پياده از پاى درآورد و ام وهب عمودى بگرفت و به نزديك فرزند شد و همى گفت : « فَداكَ ابى وَ امّى » در راه پاكان نيك بجنگ . وهب مادر را به جانب پردگيان باز مىگردانيد و او به جامهء فرزند محكم چسبيده بود و نمىرفت و مىگفت هرگز نمىروم تا با تو بميرم . آن وقت امام فرمود : « جَزَيْتُمْ مِنْ اهْلِ بَيْتى خَيْراً ارْجِعى الَى النِّساءِ » ام‌ّوهب اطاعت حكم امام را مراجعت كرد و وهب همى مىكوشيد تا هر دو دستش بيفتاد و در غلتيد . زن وهب بر سر شوى آمد و خونش از روى مىگرفت و مىگفت : « هَنيئاً لَكَ الْجَنَّةُ » شمر بن ذى الجوشن كه بر ميسره بود غلامى رستم نام را گفت تا عمودى كه به دست داشت بر سر او كوفت و اين اوّل زنى بود كه در عسكر امام به قتل رسيد . پسر عمرو بن خالد ازدى و سپس پسر او خالد بن عمرو آن گاه سعد بن حنظلهء تميمى يكايك به ترتيب مبارزت كردند و كشتار بسيار نمودند تا شهيد شدند . مسلم بن عوسجهء اسدى و نافع بن هلال بجلى چنان جنگى كردند كه سرهنگان سپاه كوفه مردم را از مبارزات و نبرد يگانه و پيكار هماوردانه منع نمودند . عمرو بن حجّاج بانگ بر اهل لجاج زد كه اى بىخردان مگر بىخبريد كه با چه دليران مقابل مىشويد ؟ همانا با يكّه تازان اين مصر و جنگ آزمايان اين عصر كه خود جوياى مرگ و طالب هلاك‌اند روبه‌رو مىگرديد و از شما احدى با ايشان در نمىاندازد مگر آن كه سر مىبازد . همانا بايد ايشان را از دور نشان كنيد كه از اين راه مىتوانيد اين عدّهء قليله را هلاك ساخت ، اگر چند برايشان نبارانيد مگر كلوخ و سنگ تا چه رسد به پيكان و خدنگ . عمر بن سعد نيز تصديق عمرو بن حجّاج كرد و گفت رأى همين است كه تو مىزنى . پس كسى را مأمور نمود تا در ميان لشكر بگرديد و ايشان را سوگند همى داد كه احدى به مبارزت برنيايد و گفت : « لَوْ خَرَجْتُمْ الَيْهِمْ وَحْداناً لَأَتَوْا عَلَيْكُمْ مُبارَزَةً » پس عمرو به صف سُعَدا ارواحنا لهم الفدا نزديك شد و از آن جا جان نثاران يزيد را مخاطب ساخته همى گفت اى اهل كوفه از اطاعت خليفهء وقت روى متابيد و حوزهء مجتمعه اسلام را پريشان مسازيد . زينهار كه كشته شدن اين مشت مردم از دين به در رفته و بر امام عاصى شده شما را در شك نيندازد . حضرت ابا عبداللَّه فرمود :