على الجمله چون اثر صبح ظاهر شد امام حسين ارواحنا فداه خود بانگ نماز گفت و اصحاب همه تيمّم كرده سنّت به جاى آوردند و فرض به جماعت گزاردند و هنوز اوراد نخوانده بود كه فرياد كوس و نالهء ناى از سپاه كوفه بر آمد و جوق جوق از سواره و پياده مسلّح و مكمّل حركت كردند . سيّد اهل اباء و خامس آل عبا ، امام اباعبداللَّه الحسين صلوات اللَّه و سلامه عليه محضاً لحماية دين الأسلام و حفظاً لشريعة سيد الأنام با جمعى كه در ركاب مبارك داشت قدم پيش گذاشت و از طرفين صفها آراستند و در ميمنه و ميسره سردارها برگماشتند و در شمار لشكر امام ، از حضرت باقر ( ع ) يك صد پياده و چهل و پنج سوار روايت شده و در مقدار سپاه كوفه از حضرت صادق ( ع ) سى هزار كس حديث رسيده و در اين باب اقوال ديگر نيز ما بين مُكثرٍ مُفْرِط و مُقلٍّ مُفَرِّط به نظر آمده است و ليكن با نصّ معتبر از معصوم مجال هيچ گونه اجتهاد نيست و شبانه به حكم امام خندقى در پشت سر خيام قدس مقام كنده ، و نى و هيزم در آن افكنده بودند .
پس در اين وقت بفرمود تا خندق را آتش زدند و به اين جهت از وراى خيام راه اقتحام بسته شد و روى پيكار به يك جانب انحصار يافت چرا كه انصاراللَّه در پيش روى بيوت مطهّره صف كشيده بودند و حضرت اباعبداللَّه اشترِ سوارى خود را بخواست و برنشست و اتمام حجّت الهيّه را بانگ خطابت برداشت و از نژاد پاك و نسب همايون خويش آن قوم را ياد آورد و ازجملهء مناقبى كه از پيغمبر ( ص ) در حق سبطين مأثور و بر الواح قلوب غالب ايشان مسطور بود حديث هذان سيّد اشباب اهل الجنّة را روايت نمود و فرمود اگر در صحّت اين خبر شما را شكّى است اينك جابر بن عبداللَّه انصارى و ابوسعيد خدرى و سهل ابن سعد ساعدى و زيد بن ارقم و انس بن مالك از اصحاب رسول اللَّه هنوز زندهاند ، از ايشان بپرسيد تا بگويند كه ماها خود اين منقبت را از پيغمبر خدا در حقّ حسنين شنيديم . آيا اين اثر صحيح و خبر صريح كافى نيست در منع شما از ريختن خون من و از اين حديث گذشته آيا در اين كه من پسر دختر پيغمبر شما هستم هم شك داريد و امروز در تمام دنيا پسر دختر پيغمبرى غير من هست ؟ مردم هيچ نگفتند . پس آواز به ندا بركشيد كه يا شبث بن ربعى ! يا حجار بن ابجر ! و يا قيس بن الاشعث ! و يا يزيد بن الحارث ! آيا شما به من ننوشتيد كه ميوهها رسيده است و زمين خرّم گرديده ؟ قيس بن الاشعث گفت : « مانَدْرى ما تَقُولُ وَ لكِنْ انْزِلْ عَلى حُكْمٍ بَنى عَمِّكَ
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٣٨