بنىاميّه عدّهاى را با تطميع و جماعتى را با تهديد ، مطيع خود ساخته بودند . خواصّ امّت در مقابل ستم ستمكاران سكوت كرده ؛ و عوام امّت هر يك به طريقى گرفتار بدبختى و تباهى شده بودند . درحالى كه سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله يكى بعد از ديگرى از بين مىرفت ، كسى فرياد نمىكشيد و امر به معروف و نهى از منكر در جامعه اسلامى تعطيل شده بود ؛ سرسپردگى به دنيا فخر شمرده مىشد ؛ ارزشهاى دينى و معنوى رنگ باخته بودند ، اولياء خدا در رنج و شكنجه گرفتار آمده بودند ؛ فقر و بىچيزى ، جماعتى از خلق را به ستوه آورده بود ؛ سنّتهاى جاهلى بار ديگر در جامعه اسلامى رخ مىنمود و جماعتى به احياى آن سنّتها فخر مىفروختند . حكّام با هوسبازى و خودخواهى در منجلاب سلطنت غوطه مىخوردند و در برابر خداى متعال گستاخى مىكردند . فحشا و منكرات آشكارا انجام مىگرفت ؛ حتى در مقدّسترين شهرها استعمال آلات لهو و لعب و شرابخوارى رواج يافته بود . بهترين گواه و سند براى بررسى جامعه آن عصر ، نامهها و بيانات نورانى اهل بيت عليهم السلام مخصوصاً امام حسين عليه السلام مىباشد . كه برخى از آنها را در مباحث قبل ذكر كرديم .
دنياگرايى خواص
از بيانات امام حسين عليه السلام استفاده مىشود كه خواصّ در اثر گرايش به دنيا ، وظايف دينى خود را فراموش كرده و هر يك به نحوى در خدمت بنىاميّه بودند . بنىاميّه با استخدام همين خواص توانست به حكومت خود وجه قانونى و شرعى بدهد و هر ستمى را در حق مردم روا دارد و اسلام را دگرگون نمايد . انحرافات دينى كه معاويه ايجاد كرد و بدعتهاى فراوانى كه در دين بهوجود آورد عمدتاً با همدستى علماء دربارى و دانشمندان مزدور بود . حتّى مجوّز قتل فرزند پيغمبر صلى الله عليه و آله را نيز آنان صادر كردند . امام حسين عليه السلام در خطبهاى كه براى خواصّ در « منا » ايراد فرمود از منبرىهاى مزدور نيز نام برد . « 1 » اگر متنفّذين در كوفه از مسلم بن عقيل
هامش
( 1 ) - الاحتجاج ، ابى منصور احمد بن على بن ابىطالب الطبرسى ، ج 2 ، ص 87 .