شهيد مطهّرى مىنويسد : « فرزدق نظر عامّه را گفت ، عامّهاى كه محكوم روش كبرا و رؤسا بودند و از خود ارادهاى نداشتند ولى « مجمع بن عبيد » ، بين اشراف بىايمان و عامّه ضعيفِ مقلّد ، فرق گذاشت . « مجمع بن عبيد » گفت : « اشراف بهخاطر رشوههايى كه گرفتهاند همه عليه تو هستند امّا ساير مردم دلهايشان مايل به شماست و شمشيرهايشان فردا عليه شما كشيده خواهد شد . » « 1 » اساساً يكى از علل جاودانه شدن قيام سالار شهيدان درخشش آن در اين محيط رعب و وحشتى بود كه بنىاميّه ايجاد كرده بودند . قيام امام عليه السلام اميدى بود در ميان يأسها و نااميدىهاى مطلق ؛ حركتى بود در ميان سكونها و ندايى بود در سكوت مرگبار . تلاشى بود براى نجات بشريت از چنگال عفريت جهل و ضلالت و هيولاى ظلم و استبداد و استثمار ؛ « وَ بَذَلَ مُهْجَتَه فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَالْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَة » « 2 » . [ امام حسين عليه السلام ] خون قلبش را در راه خدا نثار كرد تا بندگان خدا را از جهل و سرگردانى در وادى حيرت نجات دهد .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٨٢
چنانكه از فرمايشات امام حسين عليه السلام در موارد مختلف استنباط مىشود و كتابهاى تاريخ نيز آن را تأييد مىكند ، جامعه عصر يزيد از جهات مختلف به عقب برگشته بود .
امام عليه السلام هرگز از گناهان و كارهاى نارواى كوچكى كه ميان عامّه مردم شايع بود سخن نگفت بلكه از تغيير رويههاى سياسى ، فرهنگى و اقتصادى و بازگشت آنها از حالت اسلامى به حالت جاهلى شِكوه مىكرد . حتى اگر گروه بىشمارى از مردم به قانون اسلام عمل نمىكردند باز نمىتوانست چنان شرايط و اوضاع ناگوارى به وجود بياورد كه ولىّ خدا و حجت حق را به ستوه آورده و آرزومند شهادت سازد . آنچه تأثّر فرزند رسول خدا را برمىانگيخت ، ترك سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن كريم در تمام شؤون فردى و اجتماعى بود
هامش
( 1 ) - حماسه حسينى ، ج 3 ، ص 145 .
( 2 ) - مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، زيارت اربعين .