آنچه را حلال و روا شمرده ناروا ساختهاند . من در اين ميان از هر كس سزاوارتر به مبارزهء دگرگون كننده و مخالفت آميزم . . . » « 1 » همانطور كه از سخنان امام حسين عليه السلام برمىآيد معاويه تمام معيارهاى دينى را درباره رهبر و زمامدار جهان اسلام ، به بوته فراموشى سپرد و براساس قانون جاهليت فرزندش يزيد را بعنوان جانشين خود معرّفى كرد . « 2 »
شرك و كفر يزيد
يزيد بن معاويه بر خلاف پدرش كه خود را مسلمان وانمود مىكرد پرده از روى چهره پرتزوير و كفر آلود بنىاميّه بر داشت و هدف اصلى خاندان بنىاميّه از حكومت را آشكار ساخت . يزيد كه در فكر خام خود كار دينداران و اسلام را تمام شده تلقّى مىكرد يكسره به فكر شراب و عيّاشى بود . در جريان كربلا ، آشكارا از شكست كفّار قريش در برابر مسلمانان در جنگ بدر اظهار تأثر و اندوه نمود و كشتن فرزندان پيغمبر و خاندان وحى را بهحساب انتقام از پيامبر صلى الله عليه و آله عنوان كرد و آرزو كرد اجداد و پدران وى بودند و شهادت فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىديدند و به او مىگفتند اى يزيد دست تو شَل مباد و در پايان گفت : بنىهاشم با ملك و قدرت بازى كردند . پس بايد دانست نه خبرى آمده و نه وحيى نازل گرديده است . « 3 » از شواهد ديگرى كه بر كفر يزيد دلالت مىكند ، قصيدهاى است كه ابن جوزى از وى نقل كرده است ؛ يزيد قصيده را چنين سروده است : اى عَليّه « 4 » نزد من بيا و مرا شراب