تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
گرفته است . در اين مجال به اختصار ، درباره يزيد بن معاويه و اوضاع عصر او مطالبى را متذكّر مىشويم .

انحراف آشكار در خلافت اسلامى

فلسفه رهبرى و زعامت در اسلام بر پايهء « رهبر براى مردم ، نه مردم براى رهبر » مبتنى است . لذا رهبر جامعه اسلامى بايد در حق مردم خيرخواهى كند و آنها را مانند اجزا و عناصر شخصيّت خود تلقّى نمايد ؛ و از تقواى كامل و درك وظايف خطير رهبرى برخوردار باشد تا جامعه اسلامى را چنان كه شايسته است به سعادت رهنمون گردد . تأثير رهبران اجتماعى در اصلاح جامعه به حدّى بالاست كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « دو گروه از امّت من هستند كه اگر فاسد شدند امّت من فاسد مىشوند و اگر به صلاح و نيكى گرايش داشتند امّت من اصلاح گشته و صالح مىشوند و آنها عبارتند از دانشمندان و مجريان و مديران . « 1 » و على عليه السلام فرمود : « ملّت اصلاح نمىشوند مگر واليان امور اصلاح شوند . » « 2 » بنىاميّه رهبرى و خلافت اسلامى را مانند بسيارى از مبانى دينى وارونه كردند . معاويه براى انجام دستور پدرش كه گفت : « تَلَقَّفُوها يا بَنى عَبْدِ شَمسٍ تَلَقُّفَ الْكُرَةِ فَوَاللَّهِ ما مِنْ جَنَّةٍ وَ لا نارٍ وَ ما زَلْتُ ارْجُوها لَكُمْ الى ابْنائِكُم وِراثَةٌ » « 3 » همه چيز را در خدمت بنىاميّه قرار داد و نه‌تنها خيرخواهى براى امّت اسلامى نكرد بلكه بهترين اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله را به شهادت رساند و بدعت‌هاى زيادى در دين ايجاد كرد و با معرّفى يزيد به‌عنوان وليعهد خود ، همه مقدّسات دينى را به سخره گرفت . اين كار معاويه آن قدر زشت و ناپسند بود كه شخصى همانند زياد بن ابيه كه خود از فاسقان روزگار است نيز به

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 49 ، قالَ رَسُولُ اللَّه صلى الله عليه و آله : صِنْفانِ مِنْ امَّتى اذا صَلُحا صَلُحَتْ امَّتى وَ اذا فَسَدا فَسَدَتْ امَّتى قيلَ يا رَسُولَ اللَّه مَنْ هُما قالَ : الفُقَهاءُ وَ الْامَراءُ .
( 2 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 216 ؛ فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ الَّا بِصَلاحِ الْوُلاةِ .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 33 ، ص 208 . اى فرزندان عبد شمس خلافت را همانند يك توپ در برگيريد . سوگند به خدا نه‌بهشتى است و نه جهنّمى . و آن را براى فرزندان خود به ارث بگذاريد .