تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بنابراين انتساب صفت اختيار و بروز خارجى آن به انسان هيچ منافاتى با مسأله توحيد افعالى ندارد بلكه همه در يك راستا در عالم تكوين و مشيّت پروردگار قرار گرفته است و آنان كه با اين مطالب آشنائى و اطّلاع كافى ندارند به واسطهء عدم ادراك صحيح مسأله است كه بر بزرگان اهل معنا و معرفت چون حضرت مولانا خرده مىگيرند و در اشعار او به واسطه عدم همگونى ظاهرى نوعى تضادّ و تناقض مىپندارند و چه بسا او را متّهم به خلط و خبط مىنمايند غافل از اينكه ايشان در جاى جاى كتاب نفيس و بسيار گرانمايه خود « مثنوى » به هر دو طرف اين مسأله اشاره دارد : هم به مسأله توحيد افعالى در كل نظام هستى ، و هم به مسأله اختيار و تأثير حقيقى و واقعى آن در سرنوشت بشر . شيطان كه رانده شدهء از درگاه رحمت پروردگار شد ، به جهت فرو افتادن در همين اشتباه و غلطيدن در گرداب جهل و انانيّت بوده است . او مسأله توحيد افعالى را با انتساب اختيار سجده به خود اشتباه گرفت و استكبار و تمرّد خود را در محدودهء توحيد افعالى قرار داده و به خداوند اعتراض وارد نمود و با جمله اعتراض‌آميز : رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنى [ 1 ] « خدايا به واسطه آنكه تو مرا گمراه نمودى » نفى اختيار از خود نمود و خود را مجبور و مقهور خواست و ارادهء خداوند دانست و خدا را مسؤول گمراهى و ضلالت و سرپيچى خود قلمداد نمود ، و لذا مستوجب طرد و دورباش واقع شد و اگر اين سرپيچى و نافرمانى را به خود نسبت مىداد و در برابر مقام عزّت و كبريائى حقّ ، كرنش و ادب مىنمود و از كردهء خويش اظهار پشيمانى و ندامت مىكرد خداوند هم به واسطه صفت رحمانيّت و غفران او را مشمول عفو و اغماض قرار مىداد و از گذشته او در مىگذشت . و امّا حضرت آدم عليه السّلام او نيز به امر پروردگار مخالفت نمود و از
هامش
[ 1 ] - سوره الحجر ( 15 ) قسمتى از آيه 39 .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 94 | السيد محمد محسن الطهراني