تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
آنها شده است كردار ناصواب برخاسته از عزم و اختيار نفس آنها بوده است و الّا اگر جز اين مىبود به خداى متعال اعتراض مىنمودند كه : خدايا ! اين اختيار و ارادهء خلاف و ناصواب از ناحيه ما نبود بلكه از ناحيه خود تو بود و ما هيچ نقشى در ظهور و بروز اين اختيار نداشته و نداريم ، پس چگونه ما را به دست آتش مىسپارى درحاليكه تقصير و گناهى متوجّه ما نمىباشد ؟

اشعار جناب مولانا در عدم تنافى اختيار با توحيد افعالى

باز جناب مولانا در اينجا مىفرمايد :
غير حق را گر نباشد اختيار * خشم چون مىآيدت بر جرم دار چون همى خائى تو دندان بر عدو * چون همى بينى گناه و جرم از او گر ز سقف خانه چوبى بشكند * بر تو افتد سخت مجروحت كند هيچ خشمى آيدت بر چوب سقف * هيچ اندر كين او باشى تو وقف كه چرا بر من زد و دستم شكست * او عدوّ و خصم جان من بُدست كودكان خُرد را چون مىزنى * چون بزرگان را منزّه مىكنى آنكه دزدد مالِ تو گوئى بگير * دست و پايش را ببر سازش اسير وانكه قصد عورت تو مىكند * صد هزاران خشم از تو مىدمد گر بيايد سيل و رخت تو برد * هيچ با سيل آورد كينى خرد ؟ ور بيامد باد و دستارت ربود * كى ترا با باد دل خشمى نمود خشم در تو شد بيان اختيار * تا نگويى جبر يا نه اعتذار گر شتربان اشترى را مىزند * آن شتر قصد زننده مىكند خشم اشتر نيست با آن چوب او * پس ز مختارى شتر بُردست بو همچنين سگ گر برو سنگى زنى * بر تو آرد حمله گردى منثنى سنگ را گر گيرد از خشم تُوَست * كه تو دورى و ندارد بر تو دست عقل حيوانى چو دانست اختيار * اين مگو اى عقل انسان شرم دار [ 1 ]

عدم تنافى بين اختيار و توحيد افعالى

هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، دفتر پنجم .